*روز ملی کیفیت مبارک*
در سالهای اخیر شاهد بکارگیری گسترده و روز افزون سیستم های مدیریت کیفیت در حیطه های متفاوت فنی – تخصصی در کشورمان بوده ایم.
امیدوارم این وبلاگ با معرفی روشهای مهندسی کیفیت(FMEA,SPC,COQ,QFD,ZQC, علی الخصوص شش سیگما !,...)، سهم کوچکی در بالابردن کیفیت تمامی ابعاد زندگی خواننده ها داشته باشه.
ممنونیم که با نظراتتون در بالابردن کیفیت این وبلاگ به ما کمک میکنید

مقدمه:
فارغ التحصيلان دانشكده هاي مهندسي كه در مؤسسه اي دولتي و يا خصوصي، بزرگ و كوچك حرفة فني خود را شروع مي كنند اغلب بدون مقدمه و يا با آموزش كوتاهي به كار گمارده مي شوند. پس از گذشت چند سال در سطح فناوري مؤسسه، در امور روتيني تبحّر پيدا مي كنند و سطح تبحّر آنها اغلب در حد خواست كارفرما مي باشد. از درس هاي آموخته در دانشكده استفاده اندكي مي نمايد و پس از مدتي بيشتر آنها را فراموش مي كنند. اين قبيل مهندسان اگر مجبور به تعويض شغل شوند كه همان تخصّص قبلي مورد نياز نباشد، دوباره و به سختي بايد حرفه جديد را شروع كنند.
در صنايع بزرگ ايران مانند نفت و گاز، فولاد و ذوب فلزات، شبكة به هم پيوستة الكتريكي، خودروسازي و همچنين صنايع پائين دستي، اغلب مهندسان براي حرفه هاي تخصصي در حد كارهاي روزمره فني تربيت مي شوند كه گاهي هم با ارائه دوره هاي آموزشي فشرده تخصصي همراه است.
بسياري از مهندسان علاقه مند به نوآوري و استفاده شخصي تر از زحمات خود، به صورت شخصيت حقيقي و يا در شركت هاي كوچك چند نفري مشغول به كار فنّي مي شوند. اين مهندسان بايد داراي دانش جامعي از علوم و فنون مربوط به رشتة خود باشند تا بتوانند مسائل بسيار مهم و فني حرفه خود را تجربه و تحليل نمايند و ميزان استفاده از افراد ديگر و تخصص هاي خاص را درست ارزيابي نمايند و آنها را به طور موردي به كمك بگيرند. اين افراد بايستي علاوه بر دانش عميق در رشته و گرايش خود (كه در آن حداقل با درجه كارشناسي هستند)، دانش جامعي از علوم پايه، علوم فني مشترك در رشته هاي مهندسي را نيز داشته باشند.
كشورهاي صنعتي پيشرفته، به منظور سنجش اين كارآئي در رشته هاي اصلي مهندسي، ضرورت برگزاري آزمون مهندسي حرفه اي را توسط مؤسسات دولتي و يا NGO ها مطرح نموده اند. آزمون مهندسي حرفه اي يك آزمون جامع مهندسي در گرايش هاي اصلي آن رشته است كه شرح مفصل تر آن در بخش هاي بعدي خواهد آمد. بحمداله با همكاري تعدادي از انجمن هاي مهندسي و پس از انجام هماهنگي هاي لازم با سازمان سنجش آموزش كشور، اولين دوره آزمون مهندسي حرفه اي براي چندين رشته مهندسي، در روزهاي 23 و 24 و 25 خردادماه سال 1386، به نحو مناسب و مطلوبي برگزار شد.
پيشينه آزمون مهندسي حرفه اي
در سال 1907 در شهر وايومينگ كشور آمريكا اعلام گرديد افراد متخصصي كه مي خواهند كار مهندسي انجام دهند بايد ثبت نام كرده و طبق شرايط و ضوابطي كفايت آنان به اثبات برسد. ثبت نام مهندسين ورزيده از آن تاريخ در كشورهاي مختلف رايج شد، تا قوانين بر اقدامات حرفه اي آنان نظارت كند و اجراي آن به واحدهاي غيردولتي (NGO) يا انجمن هاي علمي، صنفي يا حرفه اي سپرده شد. هم اكنون در كشورهاي مختلف آمريكا، كانادا، اروپا و حتي آسيا، سازمان ها و ارگان هاي مختلفي وجود دارند كه طبق قوانين و مقرراتي اين آزمون را برگزار مي نمايند و داشتن اين گواهي از شرايط استخدام و يا مجوزي براي انجام پروژه هاي مختلف مهندسي در كشورشان مي باشد.
آزمون مهندسي حرفه اي در ايران
در ابتداي سال 1380، برخي از انجمن هاي علمي مانند انجمن مهندسين برق و الكترونيك ايران، انجمن مهندسان مكانيك ايران لزوم برگزاري آزمون مهندسي حرفه اي را براي جامعه مهندسي كشور احساس نموده و براي برگزاري اولين آزمون به صورت مستقل اقدام كردند و پس از آن با تشكيل شورايي به نام شوراي برنامه ريزي و هماهنگي آزمون مهندسي حرفه اي، متشكل از نمايندگان سازمان سنجش آموزش كشور و 8 انجمن علمي – مهندسي شامل: انجمن مهندسين برق و الكترونيك ايران، انجمن كامپيوتر ايران، انجمن مهندسين متالورژي ايران، انجمن مهندسان مكانيك ايران، انجمن مهندسي معدن ايران، انجمن مهندسي شيمي ايران، انجمن مهندسي صنايع ايران، انجمن مهندسين عمران ايران (كه به اختصار انجمن هاي مادر ناميده مي شوند و ساير انجمن هاي مهندسي بر حسب نوع فعاليت هاي خود زيرمجموعه اين انجمن ها قرار مي گيرند) فعاليت خود را بطور جدّي آغاز و بطور مستمر پيگيري نمودند.
اهمّ اهداف شوراي برنامه ريزي و هماهنگي آزمون مهندسي حرفه اي در ذيل بيان شده اند:
1) سياست گذاري و برنامه ريزي براي برگزاري آزمون مهندسي حرفه اي
2) هماهنگ كردن اهداف برگزاري آزمون مهندسي حرفه اي در انجمن هاي مهندسي
3) برنامه ريزي براي استانداردسازي آزمون مهندسي حرفه اي
4) علاقه مند كردن مهندسان كشور به ارتقاي سطح توانايي خويش
برای کسب اطلاعات بیشتر به وب سايت pe.sanjash.org ، مراجعه کنید...
بعد از انجام واجبات، كارى بهتر از ایجاد خـوشحالى براى مومن، نزد خداوند بزرگ نیست .
(بحارالانوار، ج 78، ص 347)
امام رضا(علیهالسلام)
***عید بر همگان مبارک***
مايكل، راننده اتوبوس شهري، مثل هميشه اول صبح اتوبوسش را روشن كرد و در مسير هميشگي شروع به كار كرد. در چند ايستگاه اول همه چيز مثل معمول بود و تعدادي مسافر پياده مي شدند و چند نفر هم سوار مي شدند. در ايستگاه بعدي، يك مرد با هيكل بزرگ، قيافه اي خشن و رفتاري عجيب سوار شد..
او در حالي كه به مايكل زل زده بود گفت: «تام هيكل پولي نمي ده!» و رفت و نشست.
مايكل كه تقريباً ريز جثه بود و اساساً آدم ملايمي بود چيزي نگفت اما راضي هم نبود. روز بعد هم دوباره همين اتفاق افتاد و مرد هيكلي سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روي صندلي نشست و روز بعد و روز بعد...
اين اتفاق كه به كابوسي براي مايكل تبديل شده بود خيلي او را آزار مي داد. بعد از مدتي مايكل ديگر نمي تواست اين موضوع را تحمل كند و بايد با او برخورد مي كرد. اما چطوري از پس آن هيكل بر مي آمد؟ بنابراين در چند كلاس بدنسازي، كاراته و جودو و ... ثبت نام كرد. در پايان تابستان، مايكل به اندازه كافي آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پيدا كرده بود.
بنابراين روز بعدي كه مرد هيكلي سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هيكل پولي نمي ده!» مايكل ايستاد، به او زل زد و فرياد زد: «براي چي؟»
مرد هيكلي با چهره اي متعجب و ترسان گفت: «تام هيكل كارت استفاده رايگان داره.»
“پيش از اتخاذ هر اقدام و تلاشي براي حل مسائل، ابتدا مطمئن شويد كه آيا اصلاً مسئله اي وجود دارد يا خير”
---------- --------- --------- --------- --------- --------- ---------
مي گويند در زمانهاي دور پسري بود كه به اعتقاد پدرش هرگز نمي توانست با دستانش كار با ارزشي انجام دهد. اين پسر هر روز به كليسايي در نزديكي محل زندگي خود مي رفت و ساعتها به تكه سنگ مرمر بزرگي كه در حياط كليسا قرار داشت خيره مي شد و هيچ نمي گفت. روزي شاهزاده اي از كنار كليسا عبور كرد و پسرك را ديد كه به اين تكه سنگ خيره شده است و هيچ نمي گويد. از اطرافيان در مورد پسر پرسيد. به او گفتند كه او چهار ماه است هر روز به حياط كليسا مي آيد و به اين تكه سنگ خيره مي شود و هيچ نمي گويد.
شاهزاده دلش براي پسرك سوخت. كنار او آمد و آهسته به او گفت: «جوان، به جاي بيكار نشسستن و زل زدن به اين تخته سنگ، بهتر است براي خود كاري دست و پا كني و آينده خود را بسازي.»
پسرك در مقابل چشمان حيرت زده شاهزاده، مصمم و جدي به سوي او برگشت و در چشمانش خيره شد و محكم و متين پاسخ داد: «من همين الان در حال كار كردن هستم!» و بعد دوباره به تخته سنگ خيره شد.
شاهزاده از جا برخاست و رفت. چند سال بعد به او خبر دادند كه آن پسرك از آن تخته سنگ يك مجسمه با شكوه از حضرت داوود ساخته است. مجسمه اي كه هنوز هم جزو شاهكارهاي مجسمه سازي دنيا به شمار مي آيد.
نام آن پسر «ميكل آنژ» بود!
شيطان گفت: «از دست تو و امت تو ناراحتم».
حضرت فرمود: «چرا از من ناراحتي؟»
شيطان گفت: «چون اين همه تلاش ميكنم كه مردم را گمراه كنم،ولي تو در قيامت از آنها شفاعت ميكني و تمام زحمات مرا به هدر ميدهي،به همين جهت با تو دشمنم و از تو بدم ميايد».
حضرت فرمود: «از دست امتم چرا ناراحتي؟»
شيطان گفت: امت تو خصوصياتي دارند كه امتهاي ديگر ندارند:
اول: وقتي به هم ميرسند،سلام ميكنند؛سلامي كه اسم خداست و من از اين اسم ميترسم.
دوم : چون همديگر را ميبينند،به يكديگر دست ميدهند و تا دستهايشان از هم دور نشده است، گناهانشان بخشيده ميشود.
در ميان نمازها،به نماز صبح خيلي سفارش شده و دليل آن اين است كه در هنگام شب،فرشتگان شب،نزد انسان هستند و اعمال شب را مينويسند و هنگامي كه اذان صبح را ميدهند،جاي خود را به فرشتگان روز ميدهند.پس اگر نماز صبح را بخوانيم،در دو پرونده ثبت ميشود؛
سوم: وقتي غذا ميخورند،«بسم الله…» ميگويندو اين باعث ميشود، ديگر نتوانم غذا بخورم و گرسنه بمانم.
چهارم:بعد از غذا خوردن«الحمدلله» ميگويند.
پنجم:هر زمان كه نام تو آورده شود،بلند صلوات ختم ميكنند و آنقدر ثواب آن زياد است كه من فرار ميكنم.
ششم: زماني كه مي خواهند كاري كنند،«ان شاء الله» ميگويند و به همين دليل،من ديگر نميتوانم در كارهايشان مداخله كنم و آنها را بر هم زنم.
هفتم: آنهاصدقه ميدهند وبه اين وسيله،هم گناهانشان آمرزيده ميشود و هم هفتاد نوع بلا را از خود دور ميكنند.نبي اكرم(ص) فرمودند:«وقتي انسان دستش را به منظور خارج كردن صدقه،در جيبش فرو ميبرد،هفتاد شيطان دست او را ميگيرند؛ تا او را منصرف نمايند و نگذارند كه او صدقه بدهد».
هشتم:قرآن ميخوانند و در خانهاي كه قرآن خوانده ميشود،ديگر جايي براي من نميماند؛زيرا در آن خانه ملائك رفت و آمد دارند.
نهم:مرا زياد لعنت ميكنند و وقتي مرا لعنت ميكنند،يك زخم بر بدنم ميافتد و تا زماني كه همان شخص را به گمراهي نكشانم، آن خوب نميشود.
دهم:وقتي گناهي مرتكب ميشوند،سريعتر توبه ميكنند و زحمات مرا به هدر ميدهند.
يازدهم: بعد از عطسه كردن، «الحمدلله»ميگويند.
حضرت فرمودند: عطسه از طرف خدا و خميازه از طرف شيطان است. وقتي كسي عطسه كرد،بايد الحمدلله بگويد و حق مسلمان بر گردن ديگري است كه اگر كسي را ديد كه عطسه ميكند،بگويد يرحمكم الله .زماني كه انسان نماز ميخواند، شيطان از او دور ميشود و به ويژه،اگر سجده نمازش طولاني شود،شيطان،از روي ناراحتي فرياد ميكشد. حضرت امام صادق(ع) فرمودند: « هر كس نماز نخواند،از شيطان پستتر و خبيثتر است، چون شيطان يك خطا كرد و آن هم اينكه بر آدم سجده نكرد،ولي انساني كه نماز نخواند،برخدا سجده نكرده است».
خدايا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشي و ما رستگار
به نقل از http://eshghelahi.blogfa.com

استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد ميزنيم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند ميکنند و سر هم داد ميکشند؟
شاگردان فکرى کردند و يکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست ميدهيم.
استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست ميدهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد ميزنيم؟ آيا نميتوان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد ميزنيم؟
شاگردان هر کدام جوابهايى دادند امّا پاسخهاى هيچکدام استاد را راضى نکرد.
سرانجام او چنين توضيح داد: هنگامى که دو نفر از دست يکديگر عصبانى هستند، قلبهايشان از يکديگر فاصله ميگيرد. آنها براى اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين فاصله بيشتر است و آنها بايد صدايشان را بلندتر کنند.
سپس استاد پرسيد: هنگامى که دو نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى ميافتد؟ آنها سر هم داد نميزنند بلکه خيلى به آرامى با هم صحبت ميکنند. چرا؟ چون قلبهايشان خيلى به هم نزديک است. فاصله قلبهاشان بسيار کم است
استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه اتفاقى ميافتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نميزنند و فقط در گوش هم نجوا ميکنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر ميشود.
سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بينياز ميشوند و فقط به يکديگر نگاه ميکنند. اين هنگامى است که ديگر هيچ فاصلهاى بين قلبهاى آنها باقى نمانده باشد.
کارل (فردریش) بنز – 1844تا 1929 : مخترع موتورهای دیزلی و بنیان گذار موتورهای احتراق داخلی (هم دوره با دایملر و می باخ) و سازنده اولین خودروی تجاری، مبدع پدال گاز در خودرو و سیستم جرقه زنی با استفاده از شمع و باتری، مخترع کلاچ و مکانیزم تعویض دنده، کاربراتور و رادیاتور نیز از اختراعات اوست.
گوتلیپ ویلهلم دایملر – 1834 تا 1900 : مهندس و طراح صنعتی، به همراه می باخ مخترع اولین موتور سیکلت (دوچرخه موتوردار) و پیشرو در گسترش موتورهای احتراق داخلی، پدربزرگ موتورهای احتراق داخلی
چستر کارلسون – 1906 تا 1968 : دستگاه زیراکس از نوآوری های اوست
ساموئل کولت – 1814 تا 1862 : سازنده اسلحه کولت
سویچیرو هوندا – 1906 تا 1991 : بنیان گذار شرکت معروف هوندا
آیزاک سینگر (سینجر) – 1811 تا 1875 : سازنده نخستین چرخ خیاطی خانگی
آلفرد برنالد نوبل : پایه گذار اندیشه جایزه نوبل
رودولف دیزل : سازنده ی موتورهای معروف دیزل که با گازوئیل کار می کنند
ویلیس کریر : مخترع تهویه مطبوع
دونالد کرن : در زمینه مبدلهای حرارتی خدمات ارزنده ای برجای نهاد و مولف نیز می باشد
می باخ ویلهلم – 1846 تا 1929 : مهندس و طراح صنعتی، صاحب نشان میباخ، همکاری با دایملر در ساخت موتورهای احتراق داخلی و موتورهای چهارزمانه، دارنده دکتری افتخاری از دانشگاه اشتوتگارت، عضو افتخاری انجمن و مهندسین آلمان
نیکلاس اتو – 1832 تا 1891 : مهندس و مخترع اولین موتور احتراق داخلی با بازدهی مطلوب، تعمیم دهنده مفهوم چهارزمانه به موتورهای احتراق داخلی
جیمز وات : تکمیل کننده موتور بخار و پدر انقلاب صنعتی
مهندسی مکانیک شاخه ای از مهندسی است که با طراحی، ساخت و راه اندازی دستگاهها و ماشینها سروکار دارد.
مهندسی مکانیک نقش بسزایی در بالابردن امنیت زندگی، بهبود کیفیت کلی زندگی و نیز ایجاد شور و نشاط اقتصادی ایفا می کند. به جرأت می توان گفت که مهندسی مکانیک گسترده ترین رشته مهندسی از نظر دامنه فعالیت و کاربردهاست.
مهندسان مکانیک اصول اساسی نیرو، انرژی، حرکت و گرما را به کار برده و دانش تخصصی خود، سیستم های مکانیکی و دستگاهها و فرایندهای گرمایی را طراحی کرده و می سازند.
مهندسان مکانیک، گستره ی وسیعی از دستگاهها، فراورده ها و فرایندها را تولید می کنند، به عنوان نمونه: موتورها و سیستم های کنترل خودرو و هواپیما، نیروگاههای الکتریکی، دستگاههای پزشکی، اجزا و قطعه های گوناگون از موتورها از ابعاد میکروسکوپی گرفته تا چرخ دنده های غول آسا، فناوری لیزر، طراحی و ساخت به کمک رایانه، ماشینی کردن یا خودکارسازی (اتوماسیون)، و رباتیک ، انواع گوناگونی از فراورده های مصرفی از دستگاههای تهویه مطبوع گرفته تا رایانه های شخصی و تجهیزات ورزشی، ماشین ها و دستگاههایی که هریک از فراورده های بالا را بصورت انبوه تولید می کنند.
می توان گفت تقریبا همه ی جنبه های زندگی در ارتباط با مهندسی مکانیک هستند. هرچیزی که حرکت کند یا انرژی مصرف کند احتمالا یک مهندس مکانیک در طراحی و ساخت آن نقش داشته است.
مکانیک علم حرکت است.
رفتار هرماده (جامد یا سیال) در حال حرکت موضوع علم مکانیک است، و مهندسی مکانیک نیز بیشتر به جنبه های کاربردی این حرکت توجه می کند. جالب توجه اینکه شعار اکثر محافل علمی مهندسی مکانیک در دنیا این است: هرچه حرکت می کند به یک مهندس مکانیک نیاز دارد و بنابراین شاید مهندسی مکانیک از نظر کاربردی 'گسترده ترین شاخه مهندسی باشد.
پس برید به
منبع وبلاگ کمیته پژوهش انجمن علمی مهندسی صنایع دانشگاه پیام نور تهرانه
ريسك پذيري
دو تا دانه توي خاك حاصلخيز بهاري كنار هم نشسته بودند.
دانه اولي گفت: من مي خواهم رشد كنم! من مي خواهم ريشه هايم را هر چه عميق تر در دل خاك فرو كنم و شاخه هايم را از ميان پوسته زمين بالاي سرم پخش كنم... من مي خواهم شكوفه هاي لطيف خودم را همانند بيرق هاي رنگين برافشانم و رسيدن بهار را نويد دهم... من مي خواهم گرماي آفتاب را روي صورت و لطافت شبنم صبحگاهي را روي گلبرگ هايم احساس كنم!
و بدين ترتيب دانه روئيد.
دانه دومي گفت: من مي ترسم. اگر من ريشه هايم را به دل خاك سياه فرو كنم، نمي دانم كه در آن تاريكي با چه چيزهائي روبرو خواهم شد. اگر از ميان خاك سفت بالاي سرم را نگاه كنم، امكان دارد شاخه هاي لطيفم آسيب ببينند... چه خواهم كرد اگر شكوفه هايم باز شوند و ماري قصد خوردن آنها را كند؟ تازه، اگر قرار باشد شكوفه هايم به گل ننشينند، احتمال دارد بچه كوچكي مرا از ريشه بيرون بكشد. نه، همان بهتر كه منتظر بمانم تا فرصت بهتري نصيبم شود.
و بدين ترتيب دانه منتظر ماند.
مرغ خانگي كه براي يافتن غذا مشغول كند و كاو زمين بود دانه را ديد و در يك چشم بر هم زدن قورتش داد.
آن عده از انسان ها كه از حركت و رشد مي ترسند، به وسيله زندگي بلعيده مي شوند.
"پتي هنسن"
|
سه تا پسر درباره پدرهايشان لاف مي زدند: اولي گفت: «پدر من سريعترين دونده است. اون مي تونه يك تير رو با تيركمون پرتاب كنه و بعد از شروع به دويدن، از تير جلو بزنه.» دومي گفت: «تو به اين ميگي سرعت؟ پدر من شكارچيه. اون شليك ميكنه و زودتر از گلوله به شكار ميرسه.» سومي سرشو تكون داد و گفت: «شما دو تا هيچي راجع به سريع بودن نمي دونيد. پدر من كارمند دولتي است. اون كارشو ساعت 4:30 تعطيل ميكنه و 3:45 تو خونه است!» به نقل از سایت راهکار مدیریت http://www.mgtsolution.com |
بسیاری از محققان تلاش کرده اند تا جنبه های مختلفی که مدیریت کیفیت جامع را شکل می دهد، مشخص سازند.
8 جنبة اصلی مدیریت کیفیت جامع که در مقاله «مارتینز لورنته» و همکارانش بیان شده، پایه و اساس تحقیق را تشکیل می دهد . جنبه های مختلف مدیریت کیفیت جامع :
· پشتیبانی مدیریت ارشد: مدیریت ارشد در بهکارگیری و اجرای مدیریت کیفیت جامع نقش اصلی را ایفا می کند بطوری که پشتیبانی و تعهد مدیریت ارشد، یکی از مشخصه های اصلی اجرای موفقیت آمیز مدیریت کیفیت جامع است. مدیریت ارشد باید تفکری را اجرا کند که ساختارها، نظامها، شیوه ها و کارکنان را مشخص می سازد. برای مدیریت ارشد، ساختارها باید شامل مدیریت فرایند، برنامه ریزی کیفیت، تضمین کیفیت، ارتقای کیفیت و ادغام این عناصر با مهارتهای صحیح باشد. مدیریت ارشد در مورد پیشنهادات ارائه شده راجع به محصول مسئولیت داشته و باید رهبری لازم برای ایجاد انگیزه در کارکنان را داشته باشد.
· ارتباط با مشتری: در مدیریت کیفیت جامع، مشتری مهمترین عامل در هدف گذاری فعالیت و تلاش در جهت بهبود کیفیت است. بر پایه اصول رهبری کیفیت، تلاش سازمان باید همواره در راستای پیشی گرفتن از نیازهای مشتری باشد و باید همواره ارزش مطلوب و مستمری را به مشتریان ارائه کند. نیازها و انتظارات مشتریان باید در ذهن همة کارکنان نقش بسته باشد. تعریف نیازها و سطوح رضایت مشتریان بسیار مهم بوده و تنها از طریق ارتباط مناسب با مشتریان صورت می پذیرد.
· ارتباط با تأمین کننده: مدیریت کیفیت جامع از دیدگاه فرایند عملیات، تأمین کنندگان را بخش مهمی از کل فرایند تولید به شمار می آورد و باور دارد که همانند مشتری، تأمین کنندگان مواد باید در فرایند سازمان بهطور مستقیم درگیر شوند و در آن مشارکت کنند. دسترسی تأمین کنندگان به اطلاعات و نیازهای شرکت و هماهنگ کردن سیستم آنها با سیستم تولیدی شرکت از هدفهای برجستة هر برنامة مدیریت کیفیت جامع است. در انتخاب تأمین کنندگان، کیفیت عامل مهمتری نسبت به قیمت است و شرکت در زمینه بهبود کیفیت محصولات باید با تأمین کنندگان خود همکاری لازم را داشته باشد. بنابراین، در نظر گرفتن ارتباطات دراز مدت با تأمین کنندگان از اهمیت بسزایی برخوردار است.
· مدیریت منابع انسانی: برجسته ترین منابع سازمان ، نیروی کار و افراد آن است. مدیریت بایستی چنان محیط کاری را بهوجود آورد که برتری گرایی و روابط کاری باثبات و اطمینان بخش تقویت گردد. اصول مدیریت منابع انسانی شامل آموزش توانمندی کارکنان و کار گروهی است. برنامه های مناسب برای استخدام افراد و آموزش آنها باید اجرا شود زیرا کارکنان به مهارتهای لازم به منظور شرکت در فرایند بهبود نیاز دارند.
· مشخصه ها و رفتارهای کارکنان: مشخصه ها و رفتارهای کارکنان عامل اصلی پیروزی مدیریت کیفیت جامع است. دلیل شکست بیشتر برنامه های کیفیت ناشی از بیتوجهی مدیریت به این مهم و ناتوانی در تغییر رفتار کارکنان نسبت به برنامه های مورد نظر مدیریت کیفیت جامع است. شرکتها باید بهگونه ای عمل کنند که مشخصه های مثبت کاری مانند وفاداری به سازمان، غرور کاری، تمرکز بر روی اهداف عمده سازمان و توانایی انجام کار درست به نحوی صحیح، افزایش یابد.
· فرایند طراحی محصول : همة بخشهای شرکت باید در فرایند طراحی شرکت کنند تا طراحی براساس خواسته های مشتری و با توجه به محدودیتهای فنی، تکنولوژیک و هزینه ای بهدست آید.
· مدیریت فرایند تولید: فرایند تولید عبارت است از یک سلسله فعالیتها، روشها، ماشین آلات و ابزاری که برای دستیابی به کیفیت مطلوب بهکار گرفته می شوند. در این راستا، سازماندهی باید بر اساس اصول 5S شکل بگیرد؛ ممیزی داخلی توسط دستورالعملهای مربوطه صورت پذیرد و فرایند تولید تحت کنترل آماری قرار داشته باشد.
· واحد تضمین کیفیت: واحد تضمین کیفیت باید با داشتن آزادی عمل به مدیریت ارشد دسترسی داشته باشد. همچنین باید با سایر واحدها بهطور مستمر در ارتباط باشد.
ابا عبدالله يك مصلح است.
اين تعبير از خودشان است، حضرت در مدينه و در نامهاي به عنوان وصيتنامه به برادرشان محمدبن حنيفه نوشتند:
كه قيام و انقلابم به خاطر اين نيست كه خودم به نوايي رسيده باشم، يا براي اينكه مال و ثروتي تصاحب كنم، يا ملكي تصاحب كنم. اين را مردم دنيا امروز بدانند، قيام من قيام مصلحانه است، من يك مصلح در امت جدم هستم. قصدم امر به معروف و نهي از منكر است، قصدم اين است كه سيرت رسول خدا را زنده كنم، روش علي مرتضي را زنده كنم. سيرهي پيغمبر مُرد، روش علي مرتضي مرد، ميخواهم اين سيره و اين روش را زنده كنم.
از اينجا ميفهميم كه چرا ائمهي اطهار اين همه دستور اكيد دادهاند كه عاشورا بايد زنده بماند و چرا اين همه اجر و پاداش و ثواب براي عزاداري اباعبدالله منظور شده است.
حسين بن علي بايد به قول امروز يك سمبل باشد، به صورت يك نيرو زنده باشد؛ براي اينكه از راستي و حقيقت، شور حيات، شور امر به معروف، شور نهي از منكر، شور اصلاح مفاسد امور مسلمين، در ميان مردم شيعه پيدا شود.
پس اگر از ما بپرسند شما در روز عاشورا كه دائما حسين حسين ميكنيد و به سر خودتان ميزنيد، چه ميخواهيد بگوييد؟ بايد بگوييم: ما ميخواهيم حرف آقايمان را بگوييم، ما ميخواهيم هر سال تجديد حيات كنيم.
بايد بگوييم عاشورا روز تجديد حيات ماست،در اين روز ميخواهيم در كوثر حسيني شستشو كنيم، تجديد حيات كنيم، روح خودمان را شستشو بدهيم، خودمان را زنده كنيم، از نو مبادي و مباني اسلام را بياموزيم، روح اسلام را از نو به خودمان تزريق كنيم. ما نميخواهيم حس امر به معروف و نهي از منكر، احساس شهادت، احساس جهاد، احساس فداكاري در راه حق، در ما فراموش بشود، بميرد.
اين فلسفهي عاشوراست، نه گناه كردن و بعد به نام حسين بن علي بخشيده شدن! گناه كنيم، بعد در مجلس عزاداري شركت كنيم و بگوييم خوب ديگر گناهان ما بخشيده شد. گناه آن زماني بخشيده ميشود كه روح ما پيوندي با روح حسين بن علي بخورد؛ اگر پيوند بخورد، دنبال آن گناه نميرويم.
شعارهاي اباعبدالله شعار احياي اسلام است، كه چرا حلال خدا را حرام، و حرام خدا را حلال ميكنند؟ چرا مردم را دو دسته كردهاند: مردمي فقير فقير و دردمند، و مردمي كه از پرخوري نميتوانند از جاي خودشان بلند بشوند؟
ايشان در بين راه در حضور هزار نفر لشكريان حر آن خطبهي معروف را خواندند كه طي آن، حديث پيغمبر را روايت كرد، گفت: پيغمبر چنين فرموده است كه اگر زماني پيش بيايد كه اوضاع چنين بشود، بيت المال چنان بشود، حلال خدا را حرام و حرام خدا حلال بشود، اگر مسلمانِ آگاهي اينها را بداند و سكوت كند، حق اين است كه خدا چنين مسلماني را به همانجا ببرد كه آن ستمكاران را ميبرد....
(شايد مانند مسلماناني كه غزه را ميبينند و ميدانند و سكوت ميكنند، نويسنده)
منبع: كتاب حماسهي حسيني، جلد اول ؛ متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري
خدایا!!!
مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ ٫ غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقیرت ببخش و درد های عظیم را به جانم ریز.
خدایا!
اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.
خدایا!
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است.
خدایا!
اتش مقدس شک را چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که بر من نقش کرده اندبسوزد و انگاه از پس توده این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.
خدایا!
به هرکی دوست میداری بیاموز که عشق اززندگی کردن بهتر است و به هرکس که بیشتر دوست میداریش بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است !
خدایا!
تو را سپاس می گویم که در مسیری که در راه تو بر می دارم آنها که باید مرا یاری کنند سد راهم می شوند، آنها که باید بنوازند سیلی می زنند، آنها که باید در مقابل دشمن پشتیبانمان باشند پیش از دشمن حمله میکنند و .....
تا در هر لحظه از حرکتم به سوی تو از هر تکیه گاهی جز تو بی بهره باشم.
دیده بان جهانی کارآفرینی GEM در سال 1997 با مشارکت دانشجویان برجسته انگلیس/ آمریکا/ فنلاند وایرلند ،بابسون کالج ودانشکده ی کسب وکار لندن وبا حمایت قوی بنیاد کارآفرینی کافمن ایجاد شد.
دیده بان جهانی کارآفرینی ، کنسرسیوم دانشگاهی مرکب از تیم های علمی- پژوهشی است که ماموریت اصلی آن ارزیابی وارائه داده های پژوهشی معتبر در سطح بین المللی در خصوص فعالیت های کارآفرینانه است.
هدف برنامه پژوهشی دیده بان جهانی کارآفرینی GEM ، براورد سالانه ی سطح ملی فعالیت های کارآفرینانه می باشد.
در اولین گزارش سالانه GEM که در سال 1999 منتشر شد،تنها 14 کشور ( کانادا/ دانمارک/ اکوادور/ فنلاند/ فرانسه/ آلمان/ ژاپن / اسرائیل/ ایتالیا/ اردن/ پرو/ پرتغال / انگلستان وآمریکا ) همکاری داشتند. اما اعضای این کنسرسیوم در سال 2000 و2001 به نرتیب به 21 و29 کشور افزایش یافت. درسال 2001 کشورهای مجارستان ، مکزیک، هلند، زلاندنو ، پرتغال، آفریقای جنوبی، روسیه ولهستان ، عضو دیده بان جهانی کارآفرینی شدند.البته تعداد کشورهای عضو در سال 2002 نیز همچنان افزایش یافت وبه 29 کشور رسید ودر سال 2004 کشورهای اکوادور/ اردن/ وپرو نیز به جمع این کشورها پیوستند.
در سال 2006 این اعضا به 42 کشور رسید.
در10 اکتبر2007 میلادی کشور عزیزمان ایران به عضویت GEM در آمد.از اوایل سال 1387 ، دفتر دیده بان جهانی ایران(office GEM Iran ) در دانشکده کارآفرینی، مطابق برنامه زمانی اعلام شده وهمزمان با سایر کشورها برای اولین بار در ایران این پروژه تحقیقاتی را به اجرا در خواهد آمد. به طور کلی پیش بینی می شود که تعداد 47 تیم ملی کشورهای عضو در برنامه ی پژوهشی GEM 2008 شرکت نمایند.
به طور کلی اهداف پژوهشی GEM عبارتند از:
- سنجش وترازیابی سطح فعالیت کار آفرینانه میان کشورهای عضو
- کشف رابطه نظامند میان کارآفرینی ورشد اقتصاد ملی
- شناسایی عوامل موثر در ارتقای سطح ملی فعالیت کارآفرینانه
منبع: کتاب معرفی GEM دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران
مهندسی مجدد و مهندسی معکوس
در مهندسي معكوس، محققان سعي در به دست آوردن مدارك و نقشه هاي طراحي محصول مي كنند تا طي مراحل نمونه سازي و نيمه صنعتي در صورت لزوم، ساخت و توليد محصول طبق مشخصات و استانداردهاي فني محصول الگو، انجام پذيرد.
طراح نظریه «مهندسي مجدد» پروفسور مايكل هامر است كه با انتشار مقالهاي در مجله «هاروارد بيزينس ريويو» در 1991 مفاهيم بنيادين و دگرانديشي سازماني را به جهان مديريت عرضه كرد. كتاب وي با عنوان «مهندسي مجدد منشور انقلاب سازماني» با كمك جيمز چمپي در 1993 منتشر شد.
هامر و چمپي درجه وابستگي مهندسي مجدد به خلاقيت ، ابداع و تفكر نو را بسيار بيشتر از وابستگي به تجربيات جاري و گذشته ميدانند، چنانكه معتقدند براي مهندسي مجدد ، سازمان ميبايست با يك صفحه سفيد آغازي دوباره داشته باشد . با چنين نگاهي تعريف يك رويكرد ساختيافته براي مهندسي مجدد غيرممكن است .
از طرف ديگر افرادي چون داونپورت ، شورت ، هاريسون و فيوري معتقد به تعريف چارچوبي مشخص براي مهندسي مجدد هستند و استفـاده از تجربيات در مهندسي مجدد را لازم ميدانند و معتقدند براي انجام پروژه مهندسي مجدد، ارائه طرحها و برنامههاي كاري به همراه آموزش و انگيزش افراد الزامي است.
طرحريزي دوباره يا مهندسي مجدد به اين معنا نيست كه آنچه را كه از پيش وجود دارد ترميم كنيم يا تغييراتي اضافي بدهيم و ساختارهاي اصلي را دست نخورده باقي بگذاريم. طرحريزي دوباره ، وصله كردن پارگيها يعني تجهيز موقت سيستمهاي موجود براي بهتر كار كردن نيست. مهندسي مجدد آنچه را هست ناديده ميانگارد و بر آنچه بايد باشد، تمركز ميكند. يعني ناديده گرفتن تمام ساختارها و روشهاي موجود و ابداع راههاي كاملاً تازه در ديدگاه نوآوري ميتوان به اصلاحات جزئي نيز پرداخت ولي از ديدگاه مهندسي مجدد اصلاحات جزئي نياز به مهندسي مجدد ندارد، هر چند ممكن است اصلاحات مهندسي مجدد در برخي بخشها اصلاحات و بهبود جزئي نسبت به گذشته ايجاد كند. مهندسي مجدد اصولاً براي اصلاحات چشمگير كه مستلزم تخريب ساختارهاي قديمي است به كار گرفته ميشود.
مهندسي مجدد را با نامهاي متفاوتي ميتوان شناخت ، نامهايي از قبيل طراحي مجدد فرايندهاي اصلي (كالپان و مورداك) ، نوآوري فرايندي (داونپورت) ، طراحي مجدد فرايندهاي كسبوكار (داونپورت و شورت ، ابلنسكي) ، مهندسي مجدد سازمان (لوونتال ، هامر و چمپي) ، طراحي مجدد ريشهاي (جوهاتسون) و معماري مجدد سازمان (تالوار) همگي از نامهايي هستند كه مقوله مهندسي مجدد را معرفي كردهاند
مهندسی معکوس
تفاوت این دو در آن است که ؛ در مهندسي معكوس، محققان سعي در به دست آوردن مدارك و نقشه هاي طراحي محصول مي كنند تا طي مراحل نمونه سازي و نيمه صنعتي در صورت لزوم، ساخت و توليد محصول طبق مشخصات و استانداردهاي فني محصول الگو، انجام پذيرد. از اين جهت، مهندسي معكوس را مشابه سازي، كپي سازي، نسخه برداري و يا تقليدي آگاهانه قلمداد كرده اند. درحالي كه مهندسي مجدد يك برداشت نوين در مديريت در رابطه با تغيير فرايند فعاليت يك سازمان است.
«مهندسي معكوس» Reverse Engineering يكي از روشهاي دسترسي به دانش فني است. لازمه اجراي اين روش وجود نمونه هايي از محصول است كه مبناي كار تحقيقات قرار مي گيرد. در اين روش براي دستيابي به دانش فني به برون فكني اطلاعات فني از طريق تجزيه محصول متوسل مي شويم كه اصطلاحاً كشف كردن (DEFAKTAGE) دانش فني ناميده مي شود. در اين فرايند، كارشناسان مربوطه، مشخصات، هدف و شرايط طراحي محصول را درنظر گرفته و سعي در ساخت و توليد محصول طبق استانداردهاي ملي و رايج خود دارند و نقاط مجهول و ناشناخته مسئله را نيز با درايت و بررسيهــــاي كارشناسي و تحقيقات پوشش مي دهند، بدون اينكه از ابتدا درگير جزئيات فني و طراحي محصول شده باشند. شايد بتوان از مهندسي معكوس به عنوان كپي برداري آگــــاهانه از يك محصول نام برد، روشي كه عده اي از كشورهاي شرق آسيا و اروپا بعداز جنگ جهاني دوم عملاً پياده كردند و درحال حاضر جزء كشورهاي پيشرفته و صنعتي محسوب مي شوند. مثلا" ژاپني ها از جنگ جهاني دوم به بعد،در يك مورد تخصص منحصربفرد پيدا كردند و آن هم مهندسي معكوس فراورده هاي آمريكايي بوده است!،از نو آوريهاي خاص آنها در زمينه روبوتيك يا نانو تكنولوژي كه بگذريم ساير محصولات ژاپني خلق و خويي آمريكايي دارند كه كمي ژاپونيزه هم شده اند.
ميتوان گفت كه مهندسي معكوس با كالا آغاز ميشود و به فرايند طراحي ميرسد و اين دقيقا مخالف مسير روش توليد (Product Definition Statement = PDS) است و به همين علت آن را مهندسي معكوس ناميدهاند . به وسيله اين روش بيشترين اطلاعات ممكن درباره ايدههاي مختلف طراحي كه براي توليد يك كالا استفاده ميشود بدست ميآيد . بدين وسيله هم ميتوان كالا را دوباره توليد كرد و هم ميتوان از ايدههاي مفيد آن براي توليد كالايي جديد بهره برد
مهندسی معکوس روشی آگاهانه برای دستیابی به فن آوری حاضر و محصولات موجود است . در این روش متخصصین رشته ها ی مختلف علوم پایه و کاربردی از قبیل مکانیک ، فیزیک و اپتیک ، مکاترونیک، شیمی پلیمر، متالورژی، الکترونیک و… جهت شناخت کامل نحوه عملکرد یک محصول که الگوی فن آوری مذکور می باشد، گروه های تخصصی را ایجاد می کنند و با تجهیزات پیشرفته و دستگاههای دقیق آزمایشگاهی به همراه سازماندهی مناسب تشکیلات تحقیقاتی و توسعه ( R&D ) سعی در بدست آوردن مدارک و نقشه ها ی طراحی محصول فوق دارند تا پس از مراحل نمونه سازی (Prototyping ) و در صورت لزوم ساخت نیمه صنعتی (Pilot plant ) تولید محصول را طبق استاندارد فنی محصول الگو آغاز کنند.
منبع : ابراهیم صفری مقالات علمی ایران
ابتدا باید ایستادن
.. راه رفتن
.. دویدن
و سپس بالا رفتن را بیاموزد
پرواز را با پرواز آغاز نمی کنند.
نیچه
اين داستان به اواخر قرن 15 بر مي گردد.
در يك دهكده كوچك نزديك نورنبرگ خانواده اي با 18 بچه زندگي مي كردند. براي امرار معاش اين خانواده بزرگ، پدر مي بايستي 18 ساعت در روز به هر كار سختي كه در آن حوالي پيدا مي شد تن مي داد. در همان وضعيت اسفناك آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 18 بچه) رويايي را در سر مي پروراندند. هر دوشان آرزو مي كردند نقاش چيره دستي شوند، اما خيلي خوب مي دانستند كه پدرشان هرگز نمي تواند آن ها را براي ادامه تحصيل به نورنبرگ بفرستد.
يك شب پس از مدت زمان درازي بحث در رختخواب، دو برادر تصميمي گرفتند. با سكه قرعه انداختند و بازنده مي بايست براي كار در معدن به جنوب مي رفت و برادر ديگرش را حمايت مالي مي كرد تا در آكادمي به فراگيري هنر بپردازد، و پس از آن برادري كه تحصيلش تمام شد بايد در چهار سال بعد برادرش را از طريق فروختن نقاشي هايش حمايت مالي مي كرد تا او هم به تحصيل در دانشگاه ادامه دهد.
آن ها در صبح روز يك شنبه در يك كليسا سكه انداختند. آلبرشت دورر برنده شد و به نورنبرگ رفت و آلبرت به معدن هاي خطرناك جنوب رفت و براي 4 سال به طور شبانه روزي كار كرد تا برادرش را كه در آكادمي تحصيل مي كرد و جزء بهترين هنرجويان بود حمايت كند. نقاشي هاي آلبرشت حتي بهتر از اكثر استادانش بود. در زمان فارغ التحصيلي او درآمد زيادي از نقاشي هاي حرفه اي خودش به دست آورده بود.
وقتي هنرمند جوان به دهكده اش برگشت، خانواده دورر براي موفقيت هاي آلبرشت و برگشت او به كانون خانواده پس از 4 سال يك ضيافت شام برپا كردند. بعد از صرف شام آلبرشت ايستاد و يك نوشيدني به برادر دوست داشتني اش براي قدرداني از سال هايي كه او را حمايت مالي كرده بود تا آرزويش برآورده شود، تعارف كرد و چنين گفت: آلبرت، برادر بزرگوارم حالا نوبت توست، تو حالا مي تواني به نورنبرگ بروي و آرزويت را تحقق بخشي و من از تو حمايت مي كنم.
تمام سرها به انتهاي ميز كه آلبرت نشسته بود برگشت. اشك از چشمان او سرازير شد. سرش را پايين انداخت و به آرامي گفت: نه! از جا برخاست و در حالي كه اشك هايش را پاك مي كرد به انتهاي ميز و به چهره هايي كه دوستشان داشت، خيره شد و به آرامي گفت: نه برادر، من نمي توانم به نورنبرگ بروم، ديگر خيلي دير شده، ببين چهار سال كار در معدن چه بر سر دستانم آورده، استخوان انگشتانم چندين بار شكسته و در دست راستم درد شديدي را حس مي كنم، به طوري كه حتي نمي توانم يك ليوان را در دستم نگه دارم. من نمي توانم با مداد يا قلم مو كار كنم، نه برادر، براي من ديگر خيلي دير شده...
بيش از 450 سال از آن قضيه مي گذرد. هم اكنون صدها نقاشي ماهرانه آلبرشت دورر، قلمكاري ها و آبرنگ ها و كنده كاري هاي چوبي او در هر موزه بزرگي در سراسر جهان نگهداري مي شود.
يك روز آلبرشت دورر براي قدرداني از همه سختي هايي كه برادرش به خاطر او متحمل شده بود، دستان پينه بسته برادرش را كه به هم چسبيده و انگشتان لاغرش به سمت آسمان بود، به تصوير كشيد. او نقاشي استادانه اش را صرفاً دست ها نام گذاري كرد اما جهانيان احساساتش را متوجه اين شاهكار كردند و كار بزرگ هنرمندانه او را " دستان دعا كننده" ناميدند.
اگر زماني اين اثر خارق العاده را مشاهده كرديد، انديشه كنيد و به خاطر بسپاريد كه روياهاي ما با حمايت ديگران تحقق مي يابند.
جان ماكسول
آلتشولر و شاپيرو خود را آماده كردند. آنها به جستجوي روشهاي جديد پرداختند و همه سندهاي اختراع را مورد مطالعه و بررسي قرار دادند و در رقابتهاي ديگر نيز شركت جستند. اين دو حتي موفق شدند تا جايزه مسابقه مخترعين ملي را براي اختراع جليقه ضد گرما و اتش دريافت نمايند. ناگهان بطور غيرمنتظرهاي از ايشان خواسته شد تا به تفليس شهري در گرجستان بروند. به محض ورود به شهر دستگير شدند و دو روز بعد بازجويي ها شروع شد. 25 سال زنداني براي ايشان نوشته شد. اين ماجرا در سال 1950 ميلادي رخ داد.
آلتشولر به ماجراي دستگيري اش اينگونه مينگرد: "تا پيش از زنداني شدن، درگير ذهنيات، ترديدها و تصورات ساده انساني بودم. اگر ايده من اينقدر مهم بود، پس چرا به حقيقت نميپيوست؟ همه شكهاي من توسط KBM (كميته تامين امنيت) برطرف شد." پس از دستگيري شرايطي پيش آمد كه آلتشولر براي زنده ماندن، از TRIZ (تئوري حل ابدائانه مسئله)، به عنوان يگانه وسيله دفاعياش استفاده كرد.
در زندان مسكو،او از امضاي توبه نامه خودداري كرد و در اتاق بارپرسي زنداني شد. تمام طول شب از او بازجويي ميكردند و هنگام روز نيز اجازهي خواب نداشت. آلتشولر متوجه شد كه با ادامه اين شرايط، زنده نخواهد ماند. بدين ترتيب مسئلهاي اين چنين را براي خودش طرح كرد: چگونه ميتوانم هم زمان با خواب بيدار باشم؟! رخ دادن اين امر ناممكن به نظر ميآمد آن هم در شرايطي كه بيشترين استراحت مجاز او، نشستن با چشماني باز بود. چنين وضعي اين طور معني ميداد كه براي خوابيدن،بايد چشمان آلتشولر هم زمان هم بسته باشد و هم باز باشد...
راه حل آسان بود و چازه ممكن. آلتشولر دو تكه كاغذ از قوطي سيگار كند و با كبريتي سوخته روي هر تكه كاغذ،مردمكي كشيد. سپس هم سلولياش تكه هاي كاغذ را با آب دهان خود بر روي چشمان بسته آلتشولر چسباند.
از آن پس،او مقابل دريچه در سلول خود مينشست و به راحتي به خواب ميرفت و بدين ترتيب تا چندين روز متوالي امكان استراحت و خواب او فراهم بود. تا آنكه بازپرس وي، به شك افتاد كه چرا چند شبي است كه اين زنداني در حين بازجوييها سرحال به نظر ميآيد!؟.......

.jpg)