حل مسئله
در بحث حل مسئله، راههاي بسياري ارائه شده كه در اكثر آنها راهكارهاي مشابه ديده ميشود (با جزئيات كمتر يا بيشتر)، از جمله مهمترين ابزارهاي حل مسئله شش سيگما، تريز، كايزن، حل مسئله به روش 7 گام طلايي و ... ميباشد
روش زير براي حل مسئله، داراي 7 گام ميباشد كه توسط نويسنده از منابع زير اقتباس شده است.
- بوگدال، ولكر، ترجمه مهندس فرهنگ هاشمي ـ مهندس عليرضا دارابي، «حل خلاقانه مسائل» چاپ اول، نشر طراح
- سيف، علياكبر (1320)، «روانشناسي پرورشي(روانشناسي يادگيري و آموزش)» چاپ سوم، تهران انتشارات آگاه
چگونه مسائل حل ميشوند؟
1- تشخيص مسئله
نخستين گام در حل مسئله تشخيص و درك مسئله است، يعني اينكه افراد متوجه شوند كه مسئلهاي وجود دارد. آيا محصولات ما منحصر به فرد هستند و از بهترين كيفيت برخوردارند؟ آيا قيمتها حداقل هستند و با وجود اين بيشترين سود را حاصل مينمايند؟ در واقع، سهم مهم حل مسئله، تشخيص مسئله است. اتومبيلي كه از كار ميافتد، دستگاه تلفني كه خراب ميشود، شخصي كه بيمار ميشود، و بسياري موقعيتهاي ديگر، مشابه با اينها نيازمند تشخيص مشكل است. به مثال زير توجه كنيد. ساكنان يك مجتمع آپارتماني از كندي حركت آسانسور ساختمان گلهمند بودند. از متخصصين خواسته شد تا آسانسور را تعمير كنند. پس از بازديد كامل دستگاه، معلوم شد كه سرعت آن خيلي غيرمعمول نيست و گلهمندي ساكنان مجتمع ناشي از علت ديگري است. يك روز سرپرست ساختمان ملاحظه كرد كه دلخوري ساكنان از اين است كه هنگام منتظر ماندن براي رسيدن به آسانسور هيچ كاري ندارند كه انجام دهند و حوصلهشان سر ميرود. پس از شناسايي مشكل، با نصب يك آينه ديواري در كنار آسانسور مشكل به سادگي حل شد.
كليد شناسايي يا پيدا كردن مسئله كنجكاوي يا نارضايتي است. " شما بايد بپرسيد - ترديد نكنيد- چرا يك قاعده،روش يا فراورده به گونهاي است كه هست، يا از اينكه چيزي آنگونه كه بايد كار نميكند احساس ناراحتي كنيد"
براي اينكه انسانها عادت كنند تا در پي يافتن مسائل باشند، بايد با تفكر انتقادي بار بيايند و اين كار نياز به يادگيري دارد. بنابراين افراد نبايد تنها به مسائل تعريف شده اكتفا كنند بلكه بايد عادت كنند و خود مسئله بيافرينند و به كمك حلمسئله جواب آنها را پيدا كنند.
2- تعريف و معرفي مسئله
تعريف و درك ماهيت مسئله مستلزم يافتن اطلاعات مناسب و صرفنظر كردن از جزئيات نامربوط است.
علاوه بر شناسايي و تعريف مسئله، بايد آن را به نحو درست معرفي كرد. يكي از متداولترين راههاي معرفي مسئله، بيان صورت (شفاهي يا كتبي) مسئله است. علاوه بر اين مسئله را ميتوان به صورتهاي ديگر از جمله تصاوير، معادلات رياضي، نمودارها و طرح و نقشهها نشان داد. متخصصان حل مسئله اين فرايند را معرفي مسئله نامگذاري كردهاند.
3- كشف راهحلهاي احتمالي
در اينجا به سه روش اكتشافي حلمسئله آشنا ميشويم.
روش تحليل وسيله- هدف: در اين روش افراد ابتدا مسئله را به تعدادي مسائل فرعي تقسيم ميكنند و بعد به دنبال راهحل براي آنها ميگردند. براي مثال، نوشتن يك گزارش تحقيق 20 صفحهاي براي دانشجويان يك مسئله نسبتاً دشوار است. بهتر است اين مسئله را به چند بخش از جمله موارد زير تقسيم كنند: انتخاب يك موضوع تحقيق، پيدا كردن منابع و مآخذ مورد نياز، خواندن و سازمان دادن اطلاعات موجود، تهيه چهار چوب و طرح كلي گزارش و فعاليتهاي مربوط ديگر.
روش راهبرد واررونه: در اين روش از هدف نهايي شروع ميكنيم و تا مسئلهي حلنشدهي اوليه به عقب بازميگرديم. اين روش غالباً براي حل مسائل هندسي مناسب است. همچنين براي تعيين ضربالاجلهاي وسط كار نيز مفيد است. "ببينيم اگر قرار است من اين كار تحقيقي را تا سه هفته ديگر تحويل دهم، بنابراين تا روز 28ام بايد آماده تحويل دادن باشد، لذا پيشنويس آن را بايد تا يازدهم آماده كنم..."
مثال ديگري از حلمسئله با راهبرد وارونه: فرض كنيد قرار است سر ظهر در رستوراني در آن طرف شهر دوستي را ملاقات كنيد. چه وقت بايد دفتر كارتان را ترك نماييد تا مطمئن شويد كه سر وقت به دوستتان ملحق خواهيد شد؟ اين كار به صورت وارونه بهتر قابل حل است؛ پس از رسيدن به محل 10 دقيقه وقت لازم است تا جايي براي پارك كردن اتومبيلم پيدا كنم و پياده به رستوران محل قرار برسم. حدود 30 دقيقه لازم است تا از محل كارم به محل قرارم برسم. تقريباً 5 دقيقه وقت لازم دارم تا از محل كارم به اتومبيلم برسم. با اين روش به راحتي ميتوانيد اين مسئله را حل كنيد و تعيين نماييد حدود 11:15 بايد راه بيفتيد تا سر ساعت 12 به محلي كه قرار ملاقات داريد برسيد.
روش قياسگري يا تفكر قياسي: منظور از تفكر قياسي اين است كه افراد از يك موقعيت مشابه با مسئله براي حل آن مسئله استفاده ميكنند. براي اين روش مثال زير بيان شده است:
پس از آنكه زيردريايي ساخته شد، مهندسان به فكر افتادند كه چگونه كشتيهاي جنگي ميتوانند حضور و موقعيت آنها را در قعر دريا تعيين كنند. براي اين منظور، از اينكه چگونه خفاشها مسائل نظير اين را حل ميكنند استفاده كردند.
4- ابتكار
با وجود اينكه اغلب مديران از هوش متوسطي برخوردارند در زندگي موفقتر از ساير افراد هستند و دليل اين است كه آنها ميزان تواناييهاي مغز را بهتر از اغلب مردم تخمين ميزنند، شايد به همين علت روشهايي كه تأثيرات تفكر را افزايش ميدهد روزبهروز محبوبتر ميشوند.
بر همين اساس در بخش بعدي تنها بر خلاقيت، ابتكار و نوآوري پرداخته شده است.
5- تصميمگيري
به عنوان مثال يكي از روشهاي تصميمگيري، تصميمگيري شمي، حسي، شهودگرايي و تا حدودي ابتكاري است، در مقابل تصميمگيري با محاسبهي اجزا، و در نظر گرفتن تكتك پارامترها.
به نظر ميرسد تصميمگيري روشمند، با ارزشتر و كاراتر و واقعيتر از تصميمگيري حسي باشد. اما بسياري از تصميمات ـ و شايد اغلب يا مهمترين آنها ـ حسي انجام ميگيرند.
تصميمگيري شمي حركت در بين واحدهاي كوير خرد است در حاليكه راهي جز از بين صحرا وجود ندارد.
«هر چه گفته ميشود، شنيده نميشود، هر چه شنيده شود، فهميده نميشود، هر چه فهميده شود درك نميشود، هر چه درك شود، به آن عمل نميشود و هر آنچه به آن عمل شود زمان درازي دوام نخواهد داشت.»
6- اجرا (عملكردن بر روي راهحلهاي كشف شده)
پس از انتخاب راهحل احتمالي بايد آن را به اجرا درآورد. يعني هر روشي را كه براي حلمسئله در نظر گرفتيم به آن عمل كرده و طبق آن جلو رويم.
7- نگاه به عقب و ارزشيابي نتايج فعاليتها
پس از انتخاب راهحل و مورد استفاده قرار گرفتن آن بايد نتايج حاصل ارزيابي شوند. اين مرحله شامل وارسي شواهد براي تأييد درست بودن راهحل و جواب مسئله است. يك روش ارزشيابي از نتايج، تخمينزدن جواب درست است مثلاً براي حل ضرب 11×21 ، جواب بايد حول و حوش 200 باشد زيرا 10×20 برابر است با 200 . پس اگر جواب سؤال فوق 23 يا 3211 يا 562 بدست آمد سريعاً متوجه اشتباه بودن جواب ميشويم.
قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضا ندارد .
دلیل این که الآن داخل یک وبلاگ درسی یک مطلب راجع به امام حسین (ع)
گذاشتیم اینکه بعد از دهه اول محرم همه چیزو راجع به ایشان فراموش نکنیم .
به نظر حقیر دو بیت شعری که در بالا ذکر شد از اون دست sms ها نیست که امید
واهی به آدم بده یعنی مثل شعر زیر نیست:
روز محشر وقت پرسیدن زمن رب جلی
گفت تو غرق گناهی؟ گفتمش یا رب بلی
گفت پس آتش نمی گیرد چرا جسم و تنت؟
گفتمش چون حک نمودم روی قلبم یا علی
آخه آدمی که غرق گناه باشه چه طور می تونه روی قلبش نام امام علی (ع) راحک
کند یا چگونه یه آدم ،امام علی (ع) را دوست دارد و در کنارش غرق گناه باشه؟ قصد
ما تجزیه و تحلیل نیست ، بگذریم اصلا قصد از نوشتن این مطلب این بود که شما نظر
بدید «حسینی باش » یعنی چی؟
برای اینکه شما راحت تر نظر بدید منم نظر می دم .
به نظر این شاگرد روزگار ( که اصلا به حرف های استادش گوش نمی کنه) امام
حسین (ع) همه چیز خود را در راه خدا هدیه کرد تا به اون مرتبه برسه که زبان از
بیانش قاصر است.این حرکت امام دقیقا مصداق این آیه از قرآن کریم است « شما
هرگز به مقام خاصان نمی رسید مگر از آنچه دوست دارید در راه خدا انفاق کنید و هر
چه انفاق کنید محققا خدا بر آن آگاه است . » (آل عمران 92)
از توجه و نظراتی که بعدا می گذارید واقعا متشکرم.
این وبلاگ محیطی جهت همکاری علاقمندان به مباحث مربوط به کیفیتُ حل مسئلهُ و بهبود مستمرُ و شامل تکنیکهای زیر می باشد:
SPC, 6 sigma, TRIZ, 5s, kaizen, Lean Production, Lean 6sigma, FMEA,...
از كليه علاقمندان دعوت ميگردد با ارسال ديدگاهها و تجربيات ناب خود در زمينه هاي فوق به جمع نويسندگان اين سايت پيوسته و ديگران را در دانش خود شريك نمايند.
طبق نظريه ثرندايك، بزرگترين نظريهپرداز يادگيري:
متداولترين اشتباه دانشمند بيتجربه در آموزش اين است كه انتظار داشته باشد شاگردانش آنچه را كه به آنها ميگويد بفهمند.
"اما گفتن، آموزش دادن نيست" اظهار كردن واقعيتهايي كه در ذهن انسان وجود دارند يك انگيزهي طبيعي است كه شخص را واميدارد تا بخواهد ديگران هم از اين واقعيتها آگاه گردند، درست همانطور كه نوازشكردن يك كودك، امري بسيار طبيعي است، اما نوازشكردن تب او را درمان نميكند، "گفتن واقعيتها به فرد نيز جهلش را درمان نميكند".
ساعت 14 روز شنبه هفتم مهرماه 86 ، شروع يكي از كلاسها با نام كنترل فرايند آماري(SPC) بود.
راستش خود من هيچ وقت فكر نميكردم اين كلاس تا اين حد برام مفيد و جذاب باشه. قبل از شروع اولين جلسه فكر مي كردم بايد منتظر اومدن استادي باشم كه قرار گويندهي يه سري دانش و اطلاعات باشه و نقش ما به عنوان "دانشجو" گوش دادن و يادگيري تئوري باشه...
اما اين ذهنيات نتونست تا آخرين دقيقههاي كلاس دووم بياره...
ما توي اين دوره هم از اطلاعات استادمون استفاده كرديم و هم دانش + جوي به معني كلمه بوديم، كارهاي تيمي و ارائهي پروژه از نمونههاي فعاليتهاي اين دورهي ما بود كه با عناوين مختلف، مربوط به مباحث درسي براي ما تعريف ميشد.
ساختن اين وبلاگ آخرين پروژهي من بود.
هدف اصلي ما در اين سايت ارائهي مسائل كيفيتي، بحثهاي آماري مربوط به كيفيت، تكنيكهاي حل مسئله، بهبود مستمر و مباحث مرتبط ميباشد.
منتظر نظراتتون هستيم...
يادگيري، به خاطرسپردن و به يادآوردن مطالب و موضوعات، يكي از مسائلي است كه ما روزانه با آن مواجه هستيم. اين موضوعات ميتواند شامل مطالب علمي، درسي، موضوعات كاري و شغلي، به خاطرسپردن كارهاي روزانه، اسامي افراد وغيره باشد، كه در هرمورد ما نيازمند به ياد آوردن آنها در زمانهاي دلخواه و مناسب هستيم.
در علوم مختلف ثابت شده است كه اگر يادگيري به صورت مناسب انجام پذيرد و بتوانيم مطالب را پس از طي مراحل لازمه ، با اصول مناسب به حافظهي درازمدت بفرستيم، يادآوري آنها در زمانهاي دلخواه و با سرعت مناسب انجام ميپذيرد.
در واقع در امر يادگيري ما با مسئلهاي مواجه هستيم كه پيشتر توسط صاحبنظران حل شده است و شما با مطالعهي متن زير (خلاصه شده از كتاب: نظريههاي يادگيري، نوشتهي دكتر بي.آر.هرگنهان و دكتر متيو اچ.السون، ترجمهي دكتر علياكبر سيف) مي توانيد با مراحل مختلف يادگيري آشنا شده و از روشهاي آن براي يادگيري استفاده نماييد.
تعريف يادگيري
يادگيري و يادآوري بسيار به هم نزديكاند، اما يادگيري چيزي بيشتر از يادآوري محض است: يادگيري شامل توانايي انجام ماهرانهي يك تكليف است. نورمن در كتاب خود با عنوان يادگيري و حافظه ميگويد: "من اصطلاح يادگيري را به اين معني به كار ميبرم: عمل مطالعهي عمدي يك مجموعهي خاصي از مطالب به گونهاي كه آن مطالب به طور ارادي بازيابي و با مهارت به كار بسته شوند. (ص 398)
يادگيري زماني صورت ميپذيرد كه اطلاعات دريافتي تمام مراحل حافظه را طي كنند و وارد حافظه درازمدت شوند، پس از آن ، هرزمان كه ما بخواهيم از يادگيريها يا آموختههايمان سود ببريم بايد آنها را يادآوري نماييم.(ص 422)
انواع حافظه
1. حافظه حسي
2. حافظه كوتاه مدت
3. حافظه دراز مدت
1. حافظه حسي: همزمان اطلاعات بسيار زيادي حس ميشوند و همهي آنها در حافظهي حسي ثبت مي گردند. مادر هر لحظه اطلاعاتي بسيار فراتر از آنچه بتوانيم به ياد آوريم دريافت مي نماييم. با اين حال تنها اطلاعاتي كه مورد توجهمان قرار مي گيرند حفظ مي شوند. به سخن ديگر آن بخش از اطلاعات موجود در حافظه حسي كه مورد توجه قرار ميگيرند وارد حافظه كوتاه مدت ميشوند، ولي بقيهي اطلاعات از اين حافظه حذف يا فراموش ميشوند. پس نخستين عامل مهم در يادگيري توجه يا دقت است، يعني تمركز انتخابي بر روي بخشي از اطلاعاتي كه به حافظه حسي وارد ميشوند. به طور كلي، اطلاعات يا فعاليتهاي تازه و ناآشنا نياز به توجه بيشتري دارند.(ص 409)
2. حافظه كوتاه مدت: در حافظه حسي اطلاعات به الگوهاي تصويري يا صوتي يا ساير رمزهاي حسي تبديل ميشوند، در حالي كه در حافظه كوتاه مدت، اطلاعات عمدتا به شكل صوتي يا شنيداري رمز گرداني ميشوند، براي نمونه، وقتي كه ما به شماره تلفني نگاه ميكنيم و تا لحظهي گرفتن شماره آن را حفظ مينماييم يكي از كارهاي زير را انجام دادهايم: يا يك تصوير ذهني از آن شماره به خاطر ميسپاريم(رمز ديداري)، يا صداي ارقام را حفظ ميكنيم(رمز شنيداري)، يا نوعي معني به ان شماره ميدهيم، مثلاً آن را با يك شماره آشنا تداعي مي كنيم (رمز معنايي). علاوه بر اينها رمزهاي مربوط به حواس، مانند لامسه و بويايي، نيز در حافظه كوتاه مدت ذخيره ميشوند. اطلاعات وارد شده به حافظه كوتاه مدت براي حداكثر 30 ثانيه باقي ميمانند و پس از آن فراموش ميشوند، كه اگر بخواهيم اطلاعات موجود در اين حافظه را براي مدت زمان بيشتري نگه داريم بايد از استراتژي تكرار يا مرور ذهني كمك بگيريم ، روش تكرار و مرور براي اطلاعاتي مفيد است كه صرفاً ميخواهيم آنها را مورد استفاده قرار دهيم و بعد فراموششان نماييم، مانند شماره تلفني كه نيازي به حفظ كردن آن نداريم، اما ميخواهيم براي مدتي كه از آن استفاده ميكنيم آن را به خاطر بسپاريم. براي مطالبي كه قصد يادگيري انها را داريم، علاوه بر تكرار يا مرور ذهني لازم است آنها را با مطالبي كه قبلاً آموخته و در حافظه درازمدت ذخيره كردهايم نيز تداعي نماييم. در اين حالت مرور ذهني به اين سبب انجام ميشود كه بتوانيم ارتباط لازم را بين مطلب جديد و قديم ايجاد نماييم. حافظه كوتاه مدت را مي توان حافظه هشيار آدمي دانست، زيرا ما از تمام محتواي آن آگاه هستيم و هر يك از اطلاعات موجود در اين حافظه را مي توانيم به سادگي به ياد آوريم و بر اساس آن پاسخ بدهيم. هرگونه اطلاعي را كه بخواهيم مورد استفاده قرار دهيم، ابتدا بايد آن را به حافظه كوتاه مدت بفرستيم. يعني اطلاعات موجود در حافظه دراز مدت نيز براي تبديل به پاسخ بايد ابتدا وارد حافظهي كوتاه مدت بشوند. (ص 410ـ411)
3. حافظه دراز مدت: حافظه تمامي عمر ما حافظه درازمدت نام دارد. اين حافظه هرآنچه را كه ما در طول زندگي ميآموزيم در خود جاي ميدهد. چنانچه پيشتر گفته شد، اطلاعات رسيده به حافظهي حسي اگر مورد توجه قرار گيرند به حافظهي كوتاه مدت انتقال مييابند، و اطلاعات رسيده به حافظهي كوتاه مدت نيز اگر تكرار و مرور شوند و با اطلاعات قبلاً آموخته شدهي ما مرتبط گردند به حافظهي درازمدت انتقال مييابند. به سخن ديگر، براي اينكه اطلاعات از حافظهي كوتاه مدت يك مرحله فراتر رفته و به حافظهي درازمدت انتقال يابند رمزگرداني بشوند. "منظور از رمزگرداني تغيير شكلدادن اطلاعات به حالتي غيراز حالت اوليه است". (ص412)
گنجايش و طول مدت نگهداري اطلاعات در حافظه درازمدت
اطلاعات خيلي سريع وارد حافظهي كوتاهمدت ميشوند، اما ورود اطلاعات به حافظهي درازمدت به زمان و كوشش بيشتري نياز دارد. درحالي كه گنجايش حافظهي كوتاه مدت محدود است، ظرفيت حافظهي درازمدت از تمام جهت عملي نامحدود به نظر ميرسد. علاوه بر اين، پس از آنكه اطلاعات به طور صحيح در حافظهي درازمدت ذخيره شدند براي هميشه در آنجا باقي ميمانند. از لحاظ نظري، ما بايد بتوانيم هرچه را كه ميخواهيم و براي هرمدت زماني كه ميخواهيم به يادآوريم. البته مشروط بر اينكه بتوانيم اطلاعات مورد نياز را پيدا كنيم. دسترسي ما به اين اطلاعات در حافظهي كوتاه مدت فوري است، زيرا اطلاعات موجود در اين حافظه همان چيزي است كه در آن زمان دربارهاش فكر ميكنيم، اما دسترسي به اطلاعات در حافظهي درازمدت مستلزم زمان و كوشش زياد است. (ص 416)
ü راههاي انتقال اطلاعات به حافظهي درازمدت
چنان كه پيشتر گفته شد، تكرار يا مرور ذهني موجب نگهداري مطالب در حافظهي كوتاه مدت ميشود. افزون بر اين، تكرار و مرور ذهني به انتقال مطالب از حافظهي كوتاه مدت به حافظهي درازمدت نيز كمك ميكند. لازم به ذكر است كه "گرچه تكرار يا مرور ذهني به انتقال اطلاعات از حافظهي كوتاه مدت به حافظهي درازمدت كمك ميكند، اما اين فرايند از ساير فرايندها در انتقال اطلاعات كم اثرتر است"، حتي بر سر اينكه تكرار به تنهايي و بدون ربط دادن مطالب جديد با مطالب قبلاً آموخته شده ميتواند موجب اندوزش اطلاعات در حافظهي درازمدت باشد يا نه اختلاف نظر وجود دارد. عامل مهم انتقال اطلاعات از حافظهي كوتاهمدت به حافظهي درازمدت ايجاد نوعي تداعي يا رابطه بين اطلاعات جديد و اطلاعات قبلي موجود در حافظهي درازمدت است. به سخن ديگر، بايد بين اطلاعات جديد و اطلاعات قديم نوعي رابطهي معني دار برقرار گردد. آنچه به ذخيره سازي يك مطلب در حافظهي درازمدت كمك ميكند معني آن است نه شكل ظاهرياش.
كوتاه سخن اينكه، تكرار و مرور ذهني اطلاعات سبب نگهداري آنها در حافظهي كوتاه مدت ميشود ولي براي اينكه اين اطلاعات وارد حافظهي درازمدت شوند بهتر است علاوه بر تكرار، آنها را دستهبندي و سازماندهي كرد و با اطلاعاتي كه از قبل در حافظهي درازمدت موجودند ربط داد. (ص 413ـ414)
ü فرايندهاي حافظه
از لحظهاي كه تأثرات حسي به وسيلهي گيرندهها دريافت مي شوند تا زماني كه از حافظهي از حافظهي كوتاه مدت مي گذرند و به حافظهي درازمدت منتقل ميشوند و يادگيري كامل مي شود، فرايندهاي مهمي جريان مي يابند.
اين فرايندها را مي توان به سه دستهي تكرار يا مرور، بسط يا گسترس، و سازماندهي قرار داد. (ص 417)
به دليل اهميت بيشتر سازماندهي در فرايند يادگيري، تنها به توضيح اين راهكار ميپردازيم. علاقهمندان به توضيحات بيشتر ميتوانند به منبع ذكر شده مراجعه كنند.
ü سازماندهي
سازماندهي بهترين شيوهي يادگيري مطالب پيچيده و مفصل است. ناگفته پيداست، مطالبي كه سازمانيافته هستند از مطالبي كه پراكنده و نامرتبطاند سريعتر آموخته ميشوند و آسانتر به ياد ميآيند. بنابراين اگر بتوانيم مقدار زيادي اطلاعات را سازمان دهيم بهتر قادر به اندوزش و بعداً بازيابي آنها خواهيم بود.
تقطيع (دسته بندي اطلاعات به واحدها يا قطعههاي كمتر) نمونهي ديگري از سازمان دادن مطالب است. (ص 418)
به سازمان بندي زير دقت كنيد. (ص 419)
گرانيت و غيره زمرد و غيره فولاد و غيره سرب و غيره طلا و غيره
بر اساس آزمايشي كه از دانشجويان دانشگاهي به عمل آمد، در يادگيري مطالب فوق، يادگيري دانشجوياني كه از روش سازماندهي استفاده كردند 3 برابر دانشجوياني بود كه مطلب را به صورت فهرستي از كلمه خوانده بودند.
ü يادآوري و فراموشي
منظور از فراموشي عبارت است از ناتواني ما در به يادآوري اطلاعات از حافظه درازمدت. بسياري از اطلاعاتي را كه ما فكر مي كنيم فراموش كردهايم هرگز به حافظهي درازمدت وارد نكردهايم. يعني آنها را به درستي نياموختهايم. با اين وجود، در مسير انتقال اطلاعات، تا رسيدن به حافظهي درازمدت، حذف اطلاعات صورت ميپذيرد كه به طور مختصر به آنها اشاره مي كنيم. (ص 419)
ü مهمترين علل فراموشي
مهمترين دليل فراموشي اطلاعات از حافظهي حسي بي توجهي است.
مهمترين علت فراموشي اطلاعات از حافظهي كوتاه مدت جانشيني است. (به دليل ظرفيت محدود اين حافظه ، ورود اطلاعات تازه باعث خروج اطلاعات قبلي ميشوند.)
علت فراموشي اطلاعات از حافظه درازمدت
روانشناسان عموماً بر اين عقيدهاند كه اطلاعات وارد شده به حافظه درازمدت، هرگز از بين نمي روند، و با بودن شرايط مناسب هميشه قابل بازيابي (يادآوري) هستند. با وجود اين، صاحبنظران چندين علت براي به ياد نيامدن اطلاعات از حافظه درازمدت ذكر كردهاند كه عبارتند از :
واپس زدن يا سركوب: به اين معني كه بعضي وقتها، به طور عمد، بعضي اطلاعات يا خاطراتي را كه نمي خواهيم به ياد آوريم واپس مي زنيم. (ص420)
تداخل: طبق اين نظريه اطلاعات يادگرفته شده با هم تداخل مي كنند و در هم مخلوط مي شوند و همين امر سبب به ياد نيامدن آنها مي شود. (ص 421)
مشكلات بازيابي: سومين و مهمترين عامل براي به يادنيامدن اطلاعات از حافظهي درازمدت، مشكلات بازيابي است. طبق اين نظريه آنچه به حافظه درازمدت سپرده ميشود هرگز از بين نميرود و علت اينكه ما پارهاي از مطالب قبلاً آموخته شده را نمي توانيم به ياد آوريم اين است كه در بازيابي آنها ناتوانيم، وگرنه مطالب در حافظه ما موجود هستند. اگر نشانهها يا سرنخهاي بازيابي لازم را پيدا كنيم مي توانيم اطلاعات فراموش شده را به ياد آوريم. در اين حالت درست مثل پروندهاي است كه در بايگاني ذهن موجود است اما شمارهي آن را در دست نداريم. اگر شمارهي پرونده را در اختيار داشته باشيم به راحتي مي توانيم آن را در بايگاني پيدا كنيم.
پس اگر بپذيريم كه اطلاعات موجود در حافظهي درازمدت هرگز محو نمي شوند، بايد نتيجه بگيريم كه فراموشي به اين علت است كه ما در لحظهاي كه مي خواهيم مطلبي را به يادآوريم نشانهها يا سرنخهاي بازيابي لازم را در اختيار نداريم.(ص 421)
اميدوارم اين مطالب تونسته باشه كمكي به شما در فرايند يادگيري باشه، درصورتي كه اطلاعات بيشتري خواستيد با پست الكترونيك(صفحه اول وبلاگ) بهم ايميل بزنيد...
