تبليغاتX
QPSCI
Quality, Problem Solving & Continous Improvement كيفيت، حل مسئله و بهبود مستمر

 
نوشته شده توسط سهیلا خسروجردی در ساعت 21:18 | لینک  | 

آلتشولر ایده هایش را با هم کلاسی سابقش رافائل شاپیرو که مخترعی در پی کسب موفقیت های بیشتر بود، درمیان گذاشت، از آن پس، وي دريافت كه اختراع كردن، چيزي نيست جز از بين بردن يك تضاد تكنيكي با استفاده از اصولي مشخص. اختراع كار ساده اي است اگر مخترع دانش بكارگيري اين اصول را داشته باشد. شاپيرو از اين كشف بسيار هيجان‌زده شد و پيشنهاد داد تا فوري نامه اي براي استالين بنويسند و از حمايت وي بهره‌مند شوند.

آلتشولر و شاپيرو خود را آماده كردند. آنها به جستجوي روشهاي جديد پرداختند و همه سندهاي اختراع را مورد مطالعه و بررسي قرار دادند و در رقابتهاي ديگر نيز شركت جستند. اين دو حتي موفق شدند تا جايزه مسابقه مخترعين ملي را براي اختراع جليقه ضد گرما و اتش دريافت نمايند. ناگهان بطور غيرمنتظره‌اي از ايشان خواسته شد تا به تفليس شهري در گرجستان بروند. به محض ورود به شهر دستگير شدند و دو روز بعد بازجويي ها شروع شد. 25 سال زنداني براي ايشان نوشته شد. اين ماجرا در سال 1950 ميلادي رخ داد.

آلتشولر به ماجراي دستگيري اش اينگونه مينگرد: "تا پيش از زنداني شدن، درگير ذهنيات، ترديدها و تصورات ساده انساني بودم. اگر ايده من اينقدر مهم بود، پس چرا به حقيقت نمي‌پيوست؟ همه شك‌هاي من توسط KBM (كميته تامين امنيت) برطرف شد." پس از دستگيري شرايطي پيش آمد كه آلتشولر براي زنده ماندن، از TRIZ (تئوري حل ابدائانه مسئله)، به عنوان يگانه وسيله دفاعي‌اش استفاده كرد.

در زندان مسكو،‌او از امضاي توبه نامه خودداري كرد و در اتاق بارپرسي زنداني شد. تمام طول شب از او بازجويي مي‌كردند و هنگام روز نيز اجازه‌ي خواب نداشت. آلتشولر متوجه شد كه با ادامه اين شرايط، زنده نخواهد ماند. بدين ترتيب مسئله‌اي اين چنين را براي خودش طرح كرد: چگونه ميتوانم هم زمان با خواب بيدار باشم؟! رخ دادن اين امر ناممكن به نظر مي‌آمد آن هم در شرايطي كه بيشترين استراحت مجاز او، نشستن با چشماني باز بود. چنين وضعي اين طور معني مي‌داد كه براي خوابيدن،‌بايد چشمان آلتشولر هم زمان هم بسته باشد و هم باز باشد...

راه حل آسان بود و چازه ممكن. آلتشولر دو تكه كاغذ از قوطي سيگار كند و با كبريتي سوخته روي هر تكه كاغذ،‌مردمكي كشيد. سپس هم سلولي‌اش تكه هاي كاغذ را با آب دهان خود بر روي چشمان بسته آلتشولر چسباند.

از آن پس،‌او مقابل دريچه در سلول خود مي‌نشست و به راحتي به خواب مي‌رفت و بدين ترتيب تا چندين روز متوالي امكان استراحت و خواب او فراهم بود. تا آنكه بازپرس وي، به شك افتاد كه چرا چند شبي است كه اين زنداني در حين بازجويي‌ها سرحال به نظر مي‌آيد!؟.......

نوشته شده توسط سهیلا خسروجردی در ساعت 18:26 | لینک  |