ريسك پذيري
دو تا دانه توي خاك حاصلخيز بهاري كنار هم نشسته بودند.
دانه اولي گفت: من مي خواهم رشد كنم! من مي خواهم ريشه هايم را هر چه عميق تر در دل خاك فرو كنم و شاخه هايم را از ميان پوسته زمين بالاي سرم پخش كنم... من مي خواهم شكوفه هاي لطيف خودم را همانند بيرق هاي رنگين برافشانم و رسيدن بهار را نويد دهم... من مي خواهم گرماي آفتاب را روي صورت و لطافت شبنم صبحگاهي را روي گلبرگ هايم احساس كنم!
و بدين ترتيب دانه روئيد.
دانه دومي گفت: من مي ترسم. اگر من ريشه هايم را به دل خاك سياه فرو كنم، نمي دانم كه در آن تاريكي با چه چيزهائي روبرو خواهم شد. اگر از ميان خاك سفت بالاي سرم را نگاه كنم، امكان دارد شاخه هاي لطيفم آسيب ببينند... چه خواهم كرد اگر شكوفه هايم باز شوند و ماري قصد خوردن آنها را كند؟ تازه، اگر قرار باشد شكوفه هايم به گل ننشينند، احتمال دارد بچه كوچكي مرا از ريشه بيرون بكشد. نه، همان بهتر كه منتظر بمانم تا فرصت بهتري نصيبم شود.
و بدين ترتيب دانه منتظر ماند.
مرغ خانگي كه براي يافتن غذا مشغول كند و كاو زمين بود دانه را ديد و در يك چشم بر هم زدن قورتش داد.
آن عده از انسان ها كه از حركت و رشد مي ترسند، به وسيله زندگي بلعيده مي شوند.
"پتي هنسن"
دیده بان جهانی کارآفرینی GEM در سال 1997 با مشارکت دانشجویان برجسته انگلیس/ آمریکا/ فنلاند وایرلند ،بابسون کالج ودانشکده ی کسب وکار لندن وبا حمایت قوی بنیاد کارآفرینی کافمن ایجاد شد.
دیده بان جهانی کارآفرینی ، کنسرسیوم دانشگاهی مرکب از تیم های علمی- پژوهشی است که ماموریت اصلی آن ارزیابی وارائه داده های پژوهشی معتبر در سطح بین المللی در خصوص فعالیت های کارآفرینانه است.
هدف برنامه پژوهشی دیده بان جهانی کارآفرینی GEM ، براورد سالانه ی سطح ملی فعالیت های کارآفرینانه می باشد.
در اولین گزارش سالانه GEM که در سال 1999 منتشر شد،تنها 14 کشور ( کانادا/ دانمارک/ اکوادور/ فنلاند/ فرانسه/ آلمان/ ژاپن / اسرائیل/ ایتالیا/ اردن/ پرو/ پرتغال / انگلستان وآمریکا ) همکاری داشتند. اما اعضای این کنسرسیوم در سال 2000 و2001 به نرتیب به 21 و29 کشور افزایش یافت. درسال 2001 کشورهای مجارستان ، مکزیک، هلند، زلاندنو ، پرتغال، آفریقای جنوبی، روسیه ولهستان ، عضو دیده بان جهانی کارآفرینی شدند.البته تعداد کشورهای عضو در سال 2002 نیز همچنان افزایش یافت وبه 29 کشور رسید ودر سال 2004 کشورهای اکوادور/ اردن/ وپرو نیز به جمع این کشورها پیوستند.
در سال 2006 این اعضا به 42 کشور رسید.
در10 اکتبر2007 میلادی کشور عزیزمان ایران به عضویت GEM در آمد.از اوایل سال 1387 ، دفتر دیده بان جهانی ایران(office GEM Iran ) در دانشکده کارآفرینی، مطابق برنامه زمانی اعلام شده وهمزمان با سایر کشورها برای اولین بار در ایران این پروژه تحقیقاتی را به اجرا در خواهد آمد. به طور کلی پیش بینی می شود که تعداد 47 تیم ملی کشورهای عضو در برنامه ی پژوهشی GEM 2008 شرکت نمایند.
به طور کلی اهداف پژوهشی GEM عبارتند از:
- سنجش وترازیابی سطح فعالیت کار آفرینانه میان کشورهای عضو
- کشف رابطه نظامند میان کارآفرینی ورشد اقتصاد ملی
- شناسایی عوامل موثر در ارتقای سطح ملی فعالیت کارآفرینانه
منبع: کتاب معرفی GEM دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران
مهندسی مجدد و مهندسی معکوس
در مهندسي معكوس، محققان سعي در به دست آوردن مدارك و نقشه هاي طراحي محصول مي كنند تا طي مراحل نمونه سازي و نيمه صنعتي در صورت لزوم، ساخت و توليد محصول طبق مشخصات و استانداردهاي فني محصول الگو، انجام پذيرد.
طراح نظریه «مهندسي مجدد» پروفسور مايكل هامر است كه با انتشار مقالهاي در مجله «هاروارد بيزينس ريويو» در 1991 مفاهيم بنيادين و دگرانديشي سازماني را به جهان مديريت عرضه كرد. كتاب وي با عنوان «مهندسي مجدد منشور انقلاب سازماني» با كمك جيمز چمپي در 1993 منتشر شد.
هامر و چمپي درجه وابستگي مهندسي مجدد به خلاقيت ، ابداع و تفكر نو را بسيار بيشتر از وابستگي به تجربيات جاري و گذشته ميدانند، چنانكه معتقدند براي مهندسي مجدد ، سازمان ميبايست با يك صفحه سفيد آغازي دوباره داشته باشد . با چنين نگاهي تعريف يك رويكرد ساختيافته براي مهندسي مجدد غيرممكن است .
از طرف ديگر افرادي چون داونپورت ، شورت ، هاريسون و فيوري معتقد به تعريف چارچوبي مشخص براي مهندسي مجدد هستند و استفـاده از تجربيات در مهندسي مجدد را لازم ميدانند و معتقدند براي انجام پروژه مهندسي مجدد، ارائه طرحها و برنامههاي كاري به همراه آموزش و انگيزش افراد الزامي است.
طرحريزي دوباره يا مهندسي مجدد به اين معنا نيست كه آنچه را كه از پيش وجود دارد ترميم كنيم يا تغييراتي اضافي بدهيم و ساختارهاي اصلي را دست نخورده باقي بگذاريم. طرحريزي دوباره ، وصله كردن پارگيها يعني تجهيز موقت سيستمهاي موجود براي بهتر كار كردن نيست. مهندسي مجدد آنچه را هست ناديده ميانگارد و بر آنچه بايد باشد، تمركز ميكند. يعني ناديده گرفتن تمام ساختارها و روشهاي موجود و ابداع راههاي كاملاً تازه در ديدگاه نوآوري ميتوان به اصلاحات جزئي نيز پرداخت ولي از ديدگاه مهندسي مجدد اصلاحات جزئي نياز به مهندسي مجدد ندارد، هر چند ممكن است اصلاحات مهندسي مجدد در برخي بخشها اصلاحات و بهبود جزئي نسبت به گذشته ايجاد كند. مهندسي مجدد اصولاً براي اصلاحات چشمگير كه مستلزم تخريب ساختارهاي قديمي است به كار گرفته ميشود.
مهندسي مجدد را با نامهاي متفاوتي ميتوان شناخت ، نامهايي از قبيل طراحي مجدد فرايندهاي اصلي (كالپان و مورداك) ، نوآوري فرايندي (داونپورت) ، طراحي مجدد فرايندهاي كسبوكار (داونپورت و شورت ، ابلنسكي) ، مهندسي مجدد سازمان (لوونتال ، هامر و چمپي) ، طراحي مجدد ريشهاي (جوهاتسون) و معماري مجدد سازمان (تالوار) همگي از نامهايي هستند كه مقوله مهندسي مجدد را معرفي كردهاند
مهندسی معکوس
تفاوت این دو در آن است که ؛ در مهندسي معكوس، محققان سعي در به دست آوردن مدارك و نقشه هاي طراحي محصول مي كنند تا طي مراحل نمونه سازي و نيمه صنعتي در صورت لزوم، ساخت و توليد محصول طبق مشخصات و استانداردهاي فني محصول الگو، انجام پذيرد. از اين جهت، مهندسي معكوس را مشابه سازي، كپي سازي، نسخه برداري و يا تقليدي آگاهانه قلمداد كرده اند. درحالي كه مهندسي مجدد يك برداشت نوين در مديريت در رابطه با تغيير فرايند فعاليت يك سازمان است.
«مهندسي معكوس» Reverse Engineering يكي از روشهاي دسترسي به دانش فني است. لازمه اجراي اين روش وجود نمونه هايي از محصول است كه مبناي كار تحقيقات قرار مي گيرد. در اين روش براي دستيابي به دانش فني به برون فكني اطلاعات فني از طريق تجزيه محصول متوسل مي شويم كه اصطلاحاً كشف كردن (DEFAKTAGE) دانش فني ناميده مي شود. در اين فرايند، كارشناسان مربوطه، مشخصات، هدف و شرايط طراحي محصول را درنظر گرفته و سعي در ساخت و توليد محصول طبق استانداردهاي ملي و رايج خود دارند و نقاط مجهول و ناشناخته مسئله را نيز با درايت و بررسيهــــاي كارشناسي و تحقيقات پوشش مي دهند، بدون اينكه از ابتدا درگير جزئيات فني و طراحي محصول شده باشند. شايد بتوان از مهندسي معكوس به عنوان كپي برداري آگــــاهانه از يك محصول نام برد، روشي كه عده اي از كشورهاي شرق آسيا و اروپا بعداز جنگ جهاني دوم عملاً پياده كردند و درحال حاضر جزء كشورهاي پيشرفته و صنعتي محسوب مي شوند. مثلا" ژاپني ها از جنگ جهاني دوم به بعد،در يك مورد تخصص منحصربفرد پيدا كردند و آن هم مهندسي معكوس فراورده هاي آمريكايي بوده است!،از نو آوريهاي خاص آنها در زمينه روبوتيك يا نانو تكنولوژي كه بگذريم ساير محصولات ژاپني خلق و خويي آمريكايي دارند كه كمي ژاپونيزه هم شده اند.
ميتوان گفت كه مهندسي معكوس با كالا آغاز ميشود و به فرايند طراحي ميرسد و اين دقيقا مخالف مسير روش توليد (Product Definition Statement = PDS) است و به همين علت آن را مهندسي معكوس ناميدهاند . به وسيله اين روش بيشترين اطلاعات ممكن درباره ايدههاي مختلف طراحي كه براي توليد يك كالا استفاده ميشود بدست ميآيد . بدين وسيله هم ميتوان كالا را دوباره توليد كرد و هم ميتوان از ايدههاي مفيد آن براي توليد كالايي جديد بهره برد
مهندسی معکوس روشی آگاهانه برای دستیابی به فن آوری حاضر و محصولات موجود است . در این روش متخصصین رشته ها ی مختلف علوم پایه و کاربردی از قبیل مکانیک ، فیزیک و اپتیک ، مکاترونیک، شیمی پلیمر، متالورژی، الکترونیک و… جهت شناخت کامل نحوه عملکرد یک محصول که الگوی فن آوری مذکور می باشد، گروه های تخصصی را ایجاد می کنند و با تجهیزات پیشرفته و دستگاههای دقیق آزمایشگاهی به همراه سازماندهی مناسب تشکیلات تحقیقاتی و توسعه ( R&D ) سعی در بدست آوردن مدارک و نقشه ها ی طراحی محصول فوق دارند تا پس از مراحل نمونه سازی (Prototyping ) و در صورت لزوم ساخت نیمه صنعتی (Pilot plant ) تولید محصول را طبق استاندارد فنی محصول الگو آغاز کنند.
منبع : ابراهیم صفری مقالات علمی ایران
یکی از ابزارهای مدیریتی دیداری است که می توان به کمک آن در یک نگاه وضعیت عملیات تولید را درک نمود.
هرگاه در خط تولید شرایط غیر عادی ای بروز یابد آندن بلافاصله با ارسال علائمی بروز این شرایط را اعلام می دارد.
یک آندن (در ژاپن آندن بمعنای چراغ است) میتواند نشان دهنده این موارد باشد:
- وضعیت تولید (مثلا اینکه کدام ماشین در حال کار کردن است)
- وجود شرایط غیر عادی (مثل خرابی ماشین آلات یا مشکلات کیفی و ...)
- ضرورت انجام عملیات لازمی همچون آماده سازی.
همچنین یک آندن می تواند از طریق مقایسه تولید واقعی با تولید برنامه ریزی شده وضعیت تولید را نشان دهد.
آندن میتواند یک یا چند چراغ بر روی یک تابلو که هرچراغ مربوط به یک ماشین یا عملکرد باشد و روشن شدن آن به رنگ قرمز وبه معنی مشکل در آن ماشین یا عملکرد خاص است باشد
معمولا سبز بودن چراغ به معنی عادی بودن شرایط وقرمز بودن آن به معنی وجود مشکل است
سلام
چند روزیست از حادثه غمبار زلزله ۹/۷ ریشتری چین می گذرد
نمی دانم چگونه احساسم را که لبریز از اندوه و یاد آور روزهای غمبار فاجعه زلزله سال ۸۲ بم می باشد را بیان کنم
برای من که خود بمی هستم و خداوند فرصتی دیگر جهت زندگی برایم فراهم نموده خیلی سخت است که شاهد حوادثی مشابه این باشم زیرا در آن شرایط بودن را تجربه کرده و می دانم چه ساعات و روزهای سختی را می گذرانند
این روزها هر بار که صحنه های این حادثه و اخبار مربوط به آن را مرور می کنم به یاد ناله های پدران / مادران و خانواده هایی می افتم که عزیزانشان را از دست داده و یا از زیر خرمن ها آوار صدای کمک خوستن هایشان را می شنوند ولی کاری از دستشان بر نمی آید تا اینکه آرام آرام صداهای کمک کمک ضعیف و ضعیف تر می شود و همزمان امید ها نا امید تر .
<< می گویند همه این حوادث طبیعی و بلایا مجموعه ای از شعور آدمی که در رابطه با حکمت الهی است را بوجود می آورد ودر همه آنها خیری نهفته است >>
به هر حال لازم دیدم بدین وسیله عرض تسلیت ویادی از غزیزان از دست رفته این حوادث ( چین- بم - رودبار و منجیل و ... ) داشته باشم و جهت شادی روحشان فاتحه ای را نثارشان نمایم
چه خوش گفت شاعر شیرین سخن :
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار
سلام
پیشاپیش عید سعید باستانی در پیش رو را به تمامی کنترل کیفی های دنیا خصوصا بچه های خودمان و اساتید محترم بخصوص آقای کراری تبریک میگویم.
ارادتمند: وحید نیکفر
