*روز ملی کیفیت مبارک*
در سالهای اخیر شاهد بکارگیری گسترده و روز افزون سیستم های مدیریت کیفیت در حیطه های متفاوت فنی – تخصصی در کشورمان بوده ایم.
امیدوارم این وبلاگ با معرفی روشهای مهندسی کیفیت(FMEA,SPC,COQ,QFD,ZQC, علی الخصوص شش سیگما !,...)، سهم کوچکی در بالابردن کیفیت تمامی ابعاد زندگی خواننده ها داشته باشه.
ممنونیم که با نظراتتون در بالابردن کیفیت این وبلاگ به ما کمک میکنید

مقدمه:
فارغ التحصيلان دانشكده هاي مهندسي كه در مؤسسه اي دولتي و يا خصوصي، بزرگ و كوچك حرفة فني خود را شروع مي كنند اغلب بدون مقدمه و يا با آموزش كوتاهي به كار گمارده مي شوند. پس از گذشت چند سال در سطح فناوري مؤسسه، در امور روتيني تبحّر پيدا مي كنند و سطح تبحّر آنها اغلب در حد خواست كارفرما مي باشد. از درس هاي آموخته در دانشكده استفاده اندكي مي نمايد و پس از مدتي بيشتر آنها را فراموش مي كنند. اين قبيل مهندسان اگر مجبور به تعويض شغل شوند كه همان تخصّص قبلي مورد نياز نباشد، دوباره و به سختي بايد حرفه جديد را شروع كنند.
در صنايع بزرگ ايران مانند نفت و گاز، فولاد و ذوب فلزات، شبكة به هم پيوستة الكتريكي، خودروسازي و همچنين صنايع پائين دستي، اغلب مهندسان براي حرفه هاي تخصصي در حد كارهاي روزمره فني تربيت مي شوند كه گاهي هم با ارائه دوره هاي آموزشي فشرده تخصصي همراه است.
بسياري از مهندسان علاقه مند به نوآوري و استفاده شخصي تر از زحمات خود، به صورت شخصيت حقيقي و يا در شركت هاي كوچك چند نفري مشغول به كار فنّي مي شوند. اين مهندسان بايد داراي دانش جامعي از علوم و فنون مربوط به رشتة خود باشند تا بتوانند مسائل بسيار مهم و فني حرفه خود را تجربه و تحليل نمايند و ميزان استفاده از افراد ديگر و تخصص هاي خاص را درست ارزيابي نمايند و آنها را به طور موردي به كمك بگيرند. اين افراد بايستي علاوه بر دانش عميق در رشته و گرايش خود (كه در آن حداقل با درجه كارشناسي هستند)، دانش جامعي از علوم پايه، علوم فني مشترك در رشته هاي مهندسي را نيز داشته باشند.
كشورهاي صنعتي پيشرفته، به منظور سنجش اين كارآئي در رشته هاي اصلي مهندسي، ضرورت برگزاري آزمون مهندسي حرفه اي را توسط مؤسسات دولتي و يا NGO ها مطرح نموده اند. آزمون مهندسي حرفه اي يك آزمون جامع مهندسي در گرايش هاي اصلي آن رشته است كه شرح مفصل تر آن در بخش هاي بعدي خواهد آمد. بحمداله با همكاري تعدادي از انجمن هاي مهندسي و پس از انجام هماهنگي هاي لازم با سازمان سنجش آموزش كشور، اولين دوره آزمون مهندسي حرفه اي براي چندين رشته مهندسي، در روزهاي 23 و 24 و 25 خردادماه سال 1386، به نحو مناسب و مطلوبي برگزار شد.
پيشينه آزمون مهندسي حرفه اي
در سال 1907 در شهر وايومينگ كشور آمريكا اعلام گرديد افراد متخصصي كه مي خواهند كار مهندسي انجام دهند بايد ثبت نام كرده و طبق شرايط و ضوابطي كفايت آنان به اثبات برسد. ثبت نام مهندسين ورزيده از آن تاريخ در كشورهاي مختلف رايج شد، تا قوانين بر اقدامات حرفه اي آنان نظارت كند و اجراي آن به واحدهاي غيردولتي (NGO) يا انجمن هاي علمي، صنفي يا حرفه اي سپرده شد. هم اكنون در كشورهاي مختلف آمريكا، كانادا، اروپا و حتي آسيا، سازمان ها و ارگان هاي مختلفي وجود دارند كه طبق قوانين و مقرراتي اين آزمون را برگزار مي نمايند و داشتن اين گواهي از شرايط استخدام و يا مجوزي براي انجام پروژه هاي مختلف مهندسي در كشورشان مي باشد.
آزمون مهندسي حرفه اي در ايران
در ابتداي سال 1380، برخي از انجمن هاي علمي مانند انجمن مهندسين برق و الكترونيك ايران، انجمن مهندسان مكانيك ايران لزوم برگزاري آزمون مهندسي حرفه اي را براي جامعه مهندسي كشور احساس نموده و براي برگزاري اولين آزمون به صورت مستقل اقدام كردند و پس از آن با تشكيل شورايي به نام شوراي برنامه ريزي و هماهنگي آزمون مهندسي حرفه اي، متشكل از نمايندگان سازمان سنجش آموزش كشور و 8 انجمن علمي – مهندسي شامل: انجمن مهندسين برق و الكترونيك ايران، انجمن كامپيوتر ايران، انجمن مهندسين متالورژي ايران، انجمن مهندسان مكانيك ايران، انجمن مهندسي معدن ايران، انجمن مهندسي شيمي ايران، انجمن مهندسي صنايع ايران، انجمن مهندسين عمران ايران (كه به اختصار انجمن هاي مادر ناميده مي شوند و ساير انجمن هاي مهندسي بر حسب نوع فعاليت هاي خود زيرمجموعه اين انجمن ها قرار مي گيرند) فعاليت خود را بطور جدّي آغاز و بطور مستمر پيگيري نمودند.
اهمّ اهداف شوراي برنامه ريزي و هماهنگي آزمون مهندسي حرفه اي در ذيل بيان شده اند:
1) سياست گذاري و برنامه ريزي براي برگزاري آزمون مهندسي حرفه اي
2) هماهنگ كردن اهداف برگزاري آزمون مهندسي حرفه اي در انجمن هاي مهندسي
3) برنامه ريزي براي استانداردسازي آزمون مهندسي حرفه اي
4) علاقه مند كردن مهندسان كشور به ارتقاي سطح توانايي خويش
برای کسب اطلاعات بیشتر به وب سايت pe.sanjash.org ، مراجعه کنید...
بعد از انجام واجبات، كارى بهتر از ایجاد خـوشحالى براى مومن، نزد خداوند بزرگ نیست .
(بحارالانوار، ج 78، ص 347)
امام رضا(علیهالسلام)
***عید بر همگان مبارک***
مايكل، راننده اتوبوس شهري، مثل هميشه اول صبح اتوبوسش را روشن كرد و در مسير هميشگي شروع به كار كرد. در چند ايستگاه اول همه چيز مثل معمول بود و تعدادي مسافر پياده مي شدند و چند نفر هم سوار مي شدند. در ايستگاه بعدي، يك مرد با هيكل بزرگ، قيافه اي خشن و رفتاري عجيب سوار شد..
او در حالي كه به مايكل زل زده بود گفت: «تام هيكل پولي نمي ده!» و رفت و نشست.
مايكل كه تقريباً ريز جثه بود و اساساً آدم ملايمي بود چيزي نگفت اما راضي هم نبود. روز بعد هم دوباره همين اتفاق افتاد و مرد هيكلي سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روي صندلي نشست و روز بعد و روز بعد...
اين اتفاق كه به كابوسي براي مايكل تبديل شده بود خيلي او را آزار مي داد. بعد از مدتي مايكل ديگر نمي تواست اين موضوع را تحمل كند و بايد با او برخورد مي كرد. اما چطوري از پس آن هيكل بر مي آمد؟ بنابراين در چند كلاس بدنسازي، كاراته و جودو و ... ثبت نام كرد. در پايان تابستان، مايكل به اندازه كافي آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پيدا كرده بود.
بنابراين روز بعدي كه مرد هيكلي سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هيكل پولي نمي ده!» مايكل ايستاد، به او زل زد و فرياد زد: «براي چي؟»
مرد هيكلي با چهره اي متعجب و ترسان گفت: «تام هيكل كارت استفاده رايگان داره.»
“پيش از اتخاذ هر اقدام و تلاشي براي حل مسائل، ابتدا مطمئن شويد كه آيا اصلاً مسئله اي وجود دارد يا خير”
---------- --------- --------- --------- --------- --------- ---------
مي گويند در زمانهاي دور پسري بود كه به اعتقاد پدرش هرگز نمي توانست با دستانش كار با ارزشي انجام دهد. اين پسر هر روز به كليسايي در نزديكي محل زندگي خود مي رفت و ساعتها به تكه سنگ مرمر بزرگي كه در حياط كليسا قرار داشت خيره مي شد و هيچ نمي گفت. روزي شاهزاده اي از كنار كليسا عبور كرد و پسرك را ديد كه به اين تكه سنگ خيره شده است و هيچ نمي گويد. از اطرافيان در مورد پسر پرسيد. به او گفتند كه او چهار ماه است هر روز به حياط كليسا مي آيد و به اين تكه سنگ خيره مي شود و هيچ نمي گويد.
شاهزاده دلش براي پسرك سوخت. كنار او آمد و آهسته به او گفت: «جوان، به جاي بيكار نشسستن و زل زدن به اين تخته سنگ، بهتر است براي خود كاري دست و پا كني و آينده خود را بسازي.»
پسرك در مقابل چشمان حيرت زده شاهزاده، مصمم و جدي به سوي او برگشت و در چشمانش خيره شد و محكم و متين پاسخ داد: «من همين الان در حال كار كردن هستم!» و بعد دوباره به تخته سنگ خيره شد.
شاهزاده از جا برخاست و رفت. چند سال بعد به او خبر دادند كه آن پسرك از آن تخته سنگ يك مجسمه با شكوه از حضرت داوود ساخته است. مجسمه اي كه هنوز هم جزو شاهكارهاي مجسمه سازي دنيا به شمار مي آيد.
نام آن پسر «ميكل آنژ» بود!
شيطان گفت: «از دست تو و امت تو ناراحتم».
حضرت فرمود: «چرا از من ناراحتي؟»
شيطان گفت: «چون اين همه تلاش ميكنم كه مردم را گمراه كنم،ولي تو در قيامت از آنها شفاعت ميكني و تمام زحمات مرا به هدر ميدهي،به همين جهت با تو دشمنم و از تو بدم ميايد».
حضرت فرمود: «از دست امتم چرا ناراحتي؟»
شيطان گفت: امت تو خصوصياتي دارند كه امتهاي ديگر ندارند:
اول: وقتي به هم ميرسند،سلام ميكنند؛سلامي كه اسم خداست و من از اين اسم ميترسم.
دوم : چون همديگر را ميبينند،به يكديگر دست ميدهند و تا دستهايشان از هم دور نشده است، گناهانشان بخشيده ميشود.
در ميان نمازها،به نماز صبح خيلي سفارش شده و دليل آن اين است كه در هنگام شب،فرشتگان شب،نزد انسان هستند و اعمال شب را مينويسند و هنگامي كه اذان صبح را ميدهند،جاي خود را به فرشتگان روز ميدهند.پس اگر نماز صبح را بخوانيم،در دو پرونده ثبت ميشود؛
سوم: وقتي غذا ميخورند،«بسم الله…» ميگويندو اين باعث ميشود، ديگر نتوانم غذا بخورم و گرسنه بمانم.
چهارم:بعد از غذا خوردن«الحمدلله» ميگويند.
پنجم:هر زمان كه نام تو آورده شود،بلند صلوات ختم ميكنند و آنقدر ثواب آن زياد است كه من فرار ميكنم.
ششم: زماني كه مي خواهند كاري كنند،«ان شاء الله» ميگويند و به همين دليل،من ديگر نميتوانم در كارهايشان مداخله كنم و آنها را بر هم زنم.
هفتم: آنهاصدقه ميدهند وبه اين وسيله،هم گناهانشان آمرزيده ميشود و هم هفتاد نوع بلا را از خود دور ميكنند.نبي اكرم(ص) فرمودند:«وقتي انسان دستش را به منظور خارج كردن صدقه،در جيبش فرو ميبرد،هفتاد شيطان دست او را ميگيرند؛ تا او را منصرف نمايند و نگذارند كه او صدقه بدهد».
هشتم:قرآن ميخوانند و در خانهاي كه قرآن خوانده ميشود،ديگر جايي براي من نميماند؛زيرا در آن خانه ملائك رفت و آمد دارند.
نهم:مرا زياد لعنت ميكنند و وقتي مرا لعنت ميكنند،يك زخم بر بدنم ميافتد و تا زماني كه همان شخص را به گمراهي نكشانم، آن خوب نميشود.
دهم:وقتي گناهي مرتكب ميشوند،سريعتر توبه ميكنند و زحمات مرا به هدر ميدهند.
يازدهم: بعد از عطسه كردن، «الحمدلله»ميگويند.
حضرت فرمودند: عطسه از طرف خدا و خميازه از طرف شيطان است. وقتي كسي عطسه كرد،بايد الحمدلله بگويد و حق مسلمان بر گردن ديگري است كه اگر كسي را ديد كه عطسه ميكند،بگويد يرحمكم الله .زماني كه انسان نماز ميخواند، شيطان از او دور ميشود و به ويژه،اگر سجده نمازش طولاني شود،شيطان،از روي ناراحتي فرياد ميكشد. حضرت امام صادق(ع) فرمودند: « هر كس نماز نخواند،از شيطان پستتر و خبيثتر است، چون شيطان يك خطا كرد و آن هم اينكه بر آدم سجده نكرد،ولي انساني كه نماز نخواند،برخدا سجده نكرده است».
خدايا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشي و ما رستگار
به نقل از http://eshghelahi.blogfa.com

استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد ميزنيم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند ميکنند و سر هم داد ميکشند؟
شاگردان فکرى کردند و يکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست ميدهيم.
استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست ميدهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد ميزنيم؟ آيا نميتوان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد ميزنيم؟
شاگردان هر کدام جوابهايى دادند امّا پاسخهاى هيچکدام استاد را راضى نکرد.
سرانجام او چنين توضيح داد: هنگامى که دو نفر از دست يکديگر عصبانى هستند، قلبهايشان از يکديگر فاصله ميگيرد. آنها براى اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين فاصله بيشتر است و آنها بايد صدايشان را بلندتر کنند.
سپس استاد پرسيد: هنگامى که دو نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى ميافتد؟ آنها سر هم داد نميزنند بلکه خيلى به آرامى با هم صحبت ميکنند. چرا؟ چون قلبهايشان خيلى به هم نزديک است. فاصله قلبهاشان بسيار کم است
استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه اتفاقى ميافتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نميزنند و فقط در گوش هم نجوا ميکنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر ميشود.
سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بينياز ميشوند و فقط به يکديگر نگاه ميکنند. اين هنگامى است که ديگر هيچ فاصلهاى بين قلبهاى آنها باقى نمانده باشد.
کارل (فردریش) بنز – 1844تا 1929 : مخترع موتورهای دیزلی و بنیان گذار موتورهای احتراق داخلی (هم دوره با دایملر و می باخ) و سازنده اولین خودروی تجاری، مبدع پدال گاز در خودرو و سیستم جرقه زنی با استفاده از شمع و باتری، مخترع کلاچ و مکانیزم تعویض دنده، کاربراتور و رادیاتور نیز از اختراعات اوست.
گوتلیپ ویلهلم دایملر – 1834 تا 1900 : مهندس و طراح صنعتی، به همراه می باخ مخترع اولین موتور سیکلت (دوچرخه موتوردار) و پیشرو در گسترش موتورهای احتراق داخلی، پدربزرگ موتورهای احتراق داخلی
چستر کارلسون – 1906 تا 1968 : دستگاه زیراکس از نوآوری های اوست
ساموئل کولت – 1814 تا 1862 : سازنده اسلحه کولت
سویچیرو هوندا – 1906 تا 1991 : بنیان گذار شرکت معروف هوندا
آیزاک سینگر (سینجر) – 1811 تا 1875 : سازنده نخستین چرخ خیاطی خانگی
آلفرد برنالد نوبل : پایه گذار اندیشه جایزه نوبل
رودولف دیزل : سازنده ی موتورهای معروف دیزل که با گازوئیل کار می کنند
ویلیس کریر : مخترع تهویه مطبوع
دونالد کرن : در زمینه مبدلهای حرارتی خدمات ارزنده ای برجای نهاد و مولف نیز می باشد
می باخ ویلهلم – 1846 تا 1929 : مهندس و طراح صنعتی، صاحب نشان میباخ، همکاری با دایملر در ساخت موتورهای احتراق داخلی و موتورهای چهارزمانه، دارنده دکتری افتخاری از دانشگاه اشتوتگارت، عضو افتخاری انجمن و مهندسین آلمان
نیکلاس اتو – 1832 تا 1891 : مهندس و مخترع اولین موتور احتراق داخلی با بازدهی مطلوب، تعمیم دهنده مفهوم چهارزمانه به موتورهای احتراق داخلی
جیمز وات : تکمیل کننده موتور بخار و پدر انقلاب صنعتی
مهندسی مکانیک شاخه ای از مهندسی است که با طراحی، ساخت و راه اندازی دستگاهها و ماشینها سروکار دارد.
مهندسی مکانیک نقش بسزایی در بالابردن امنیت زندگی، بهبود کیفیت کلی زندگی و نیز ایجاد شور و نشاط اقتصادی ایفا می کند. به جرأت می توان گفت که مهندسی مکانیک گسترده ترین رشته مهندسی از نظر دامنه فعالیت و کاربردهاست.
مهندسان مکانیک اصول اساسی نیرو، انرژی، حرکت و گرما را به کار برده و دانش تخصصی خود، سیستم های مکانیکی و دستگاهها و فرایندهای گرمایی را طراحی کرده و می سازند.
مهندسان مکانیک، گستره ی وسیعی از دستگاهها، فراورده ها و فرایندها را تولید می کنند، به عنوان نمونه: موتورها و سیستم های کنترل خودرو و هواپیما، نیروگاههای الکتریکی، دستگاههای پزشکی، اجزا و قطعه های گوناگون از موتورها از ابعاد میکروسکوپی گرفته تا چرخ دنده های غول آسا، فناوری لیزر، طراحی و ساخت به کمک رایانه، ماشینی کردن یا خودکارسازی (اتوماسیون)، و رباتیک ، انواع گوناگونی از فراورده های مصرفی از دستگاههای تهویه مطبوع گرفته تا رایانه های شخصی و تجهیزات ورزشی، ماشین ها و دستگاههایی که هریک از فراورده های بالا را بصورت انبوه تولید می کنند.
می توان گفت تقریبا همه ی جنبه های زندگی در ارتباط با مهندسی مکانیک هستند. هرچیزی که حرکت کند یا انرژی مصرف کند احتمالا یک مهندس مکانیک در طراحی و ساخت آن نقش داشته است.
مکانیک علم حرکت است.
رفتار هرماده (جامد یا سیال) در حال حرکت موضوع علم مکانیک است، و مهندسی مکانیک نیز بیشتر به جنبه های کاربردی این حرکت توجه می کند. جالب توجه اینکه شعار اکثر محافل علمی مهندسی مکانیک در دنیا این است: هرچه حرکت می کند به یک مهندس مکانیک نیاز دارد و بنابراین شاید مهندسی مکانیک از نظر کاربردی 'گسترده ترین شاخه مهندسی باشد.
|
سه تا پسر درباره پدرهايشان لاف مي زدند: اولي گفت: «پدر من سريعترين دونده است. اون مي تونه يك تير رو با تيركمون پرتاب كنه و بعد از شروع به دويدن، از تير جلو بزنه.» دومي گفت: «تو به اين ميگي سرعت؟ پدر من شكارچيه. اون شليك ميكنه و زودتر از گلوله به شكار ميرسه.» سومي سرشو تكون داد و گفت: «شما دو تا هيچي راجع به سريع بودن نمي دونيد. پدر من كارمند دولتي است. اون كارشو ساعت 4:30 تعطيل ميكنه و 3:45 تو خونه است!» به نقل از سایت راهکار مدیریت http://www.mgtsolution.com |
بسیاری از محققان تلاش کرده اند تا جنبه های مختلفی که مدیریت کیفیت جامع را شکل می دهد، مشخص سازند.
8 جنبة اصلی مدیریت کیفیت جامع که در مقاله «مارتینز لورنته» و همکارانش بیان شده، پایه و اساس تحقیق را تشکیل می دهد . جنبه های مختلف مدیریت کیفیت جامع :
· پشتیبانی مدیریت ارشد: مدیریت ارشد در بهکارگیری و اجرای مدیریت کیفیت جامع نقش اصلی را ایفا می کند بطوری که پشتیبانی و تعهد مدیریت ارشد، یکی از مشخصه های اصلی اجرای موفقیت آمیز مدیریت کیفیت جامع است. مدیریت ارشد باید تفکری را اجرا کند که ساختارها، نظامها، شیوه ها و کارکنان را مشخص می سازد. برای مدیریت ارشد، ساختارها باید شامل مدیریت فرایند، برنامه ریزی کیفیت، تضمین کیفیت، ارتقای کیفیت و ادغام این عناصر با مهارتهای صحیح باشد. مدیریت ارشد در مورد پیشنهادات ارائه شده راجع به محصول مسئولیت داشته و باید رهبری لازم برای ایجاد انگیزه در کارکنان را داشته باشد.
· ارتباط با مشتری: در مدیریت کیفیت جامع، مشتری مهمترین عامل در هدف گذاری فعالیت و تلاش در جهت بهبود کیفیت است. بر پایه اصول رهبری کیفیت، تلاش سازمان باید همواره در راستای پیشی گرفتن از نیازهای مشتری باشد و باید همواره ارزش مطلوب و مستمری را به مشتریان ارائه کند. نیازها و انتظارات مشتریان باید در ذهن همة کارکنان نقش بسته باشد. تعریف نیازها و سطوح رضایت مشتریان بسیار مهم بوده و تنها از طریق ارتباط مناسب با مشتریان صورت می پذیرد.
· ارتباط با تأمین کننده: مدیریت کیفیت جامع از دیدگاه فرایند عملیات، تأمین کنندگان را بخش مهمی از کل فرایند تولید به شمار می آورد و باور دارد که همانند مشتری، تأمین کنندگان مواد باید در فرایند سازمان بهطور مستقیم درگیر شوند و در آن مشارکت کنند. دسترسی تأمین کنندگان به اطلاعات و نیازهای شرکت و هماهنگ کردن سیستم آنها با سیستم تولیدی شرکت از هدفهای برجستة هر برنامة مدیریت کیفیت جامع است. در انتخاب تأمین کنندگان، کیفیت عامل مهمتری نسبت به قیمت است و شرکت در زمینه بهبود کیفیت محصولات باید با تأمین کنندگان خود همکاری لازم را داشته باشد. بنابراین، در نظر گرفتن ارتباطات دراز مدت با تأمین کنندگان از اهمیت بسزایی برخوردار است.
· مدیریت منابع انسانی: برجسته ترین منابع سازمان ، نیروی کار و افراد آن است. مدیریت بایستی چنان محیط کاری را بهوجود آورد که برتری گرایی و روابط کاری باثبات و اطمینان بخش تقویت گردد. اصول مدیریت منابع انسانی شامل آموزش توانمندی کارکنان و کار گروهی است. برنامه های مناسب برای استخدام افراد و آموزش آنها باید اجرا شود زیرا کارکنان به مهارتهای لازم به منظور شرکت در فرایند بهبود نیاز دارند.
· مشخصه ها و رفتارهای کارکنان: مشخصه ها و رفتارهای کارکنان عامل اصلی پیروزی مدیریت کیفیت جامع است. دلیل شکست بیشتر برنامه های کیفیت ناشی از بیتوجهی مدیریت به این مهم و ناتوانی در تغییر رفتار کارکنان نسبت به برنامه های مورد نظر مدیریت کیفیت جامع است. شرکتها باید بهگونه ای عمل کنند که مشخصه های مثبت کاری مانند وفاداری به سازمان، غرور کاری، تمرکز بر روی اهداف عمده سازمان و توانایی انجام کار درست به نحوی صحیح، افزایش یابد.
· فرایند طراحی محصول : همة بخشهای شرکت باید در فرایند طراحی شرکت کنند تا طراحی براساس خواسته های مشتری و با توجه به محدودیتهای فنی، تکنولوژیک و هزینه ای بهدست آید.
· مدیریت فرایند تولید: فرایند تولید عبارت است از یک سلسله فعالیتها، روشها، ماشین آلات و ابزاری که برای دستیابی به کیفیت مطلوب بهکار گرفته می شوند. در این راستا، سازماندهی باید بر اساس اصول 5S شکل بگیرد؛ ممیزی داخلی توسط دستورالعملهای مربوطه صورت پذیرد و فرایند تولید تحت کنترل آماری قرار داشته باشد.
· واحد تضمین کیفیت: واحد تضمین کیفیت باید با داشتن آزادی عمل به مدیریت ارشد دسترسی داشته باشد. همچنین باید با سایر واحدها بهطور مستمر در ارتباط باشد.
ابا عبدالله يك مصلح است.
اين تعبير از خودشان است، حضرت در مدينه و در نامهاي به عنوان وصيتنامه به برادرشان محمدبن حنيفه نوشتند:
كه قيام و انقلابم به خاطر اين نيست كه خودم به نوايي رسيده باشم، يا براي اينكه مال و ثروتي تصاحب كنم، يا ملكي تصاحب كنم. اين را مردم دنيا امروز بدانند، قيام من قيام مصلحانه است، من يك مصلح در امت جدم هستم. قصدم امر به معروف و نهي از منكر است، قصدم اين است كه سيرت رسول خدا را زنده كنم، روش علي مرتضي را زنده كنم. سيرهي پيغمبر مُرد، روش علي مرتضي مرد، ميخواهم اين سيره و اين روش را زنده كنم.
از اينجا ميفهميم كه چرا ائمهي اطهار اين همه دستور اكيد دادهاند كه عاشورا بايد زنده بماند و چرا اين همه اجر و پاداش و ثواب براي عزاداري اباعبدالله منظور شده است.
حسين بن علي بايد به قول امروز يك سمبل باشد، به صورت يك نيرو زنده باشد؛ براي اينكه از راستي و حقيقت، شور حيات، شور امر به معروف، شور نهي از منكر، شور اصلاح مفاسد امور مسلمين، در ميان مردم شيعه پيدا شود.
پس اگر از ما بپرسند شما در روز عاشورا كه دائما حسين حسين ميكنيد و به سر خودتان ميزنيد، چه ميخواهيد بگوييد؟ بايد بگوييم: ما ميخواهيم حرف آقايمان را بگوييم، ما ميخواهيم هر سال تجديد حيات كنيم.
بايد بگوييم عاشورا روز تجديد حيات ماست،در اين روز ميخواهيم در كوثر حسيني شستشو كنيم، تجديد حيات كنيم، روح خودمان را شستشو بدهيم، خودمان را زنده كنيم، از نو مبادي و مباني اسلام را بياموزيم، روح اسلام را از نو به خودمان تزريق كنيم. ما نميخواهيم حس امر به معروف و نهي از منكر، احساس شهادت، احساس جهاد، احساس فداكاري در راه حق، در ما فراموش بشود، بميرد.
اين فلسفهي عاشوراست، نه گناه كردن و بعد به نام حسين بن علي بخشيده شدن! گناه كنيم، بعد در مجلس عزاداري شركت كنيم و بگوييم خوب ديگر گناهان ما بخشيده شد. گناه آن زماني بخشيده ميشود كه روح ما پيوندي با روح حسين بن علي بخورد؛ اگر پيوند بخورد، دنبال آن گناه نميرويم.
شعارهاي اباعبدالله شعار احياي اسلام است، كه چرا حلال خدا را حرام، و حرام خدا را حلال ميكنند؟ چرا مردم را دو دسته كردهاند: مردمي فقير فقير و دردمند، و مردمي كه از پرخوري نميتوانند از جاي خودشان بلند بشوند؟
ايشان در بين راه در حضور هزار نفر لشكريان حر آن خطبهي معروف را خواندند كه طي آن، حديث پيغمبر را روايت كرد، گفت: پيغمبر چنين فرموده است كه اگر زماني پيش بيايد كه اوضاع چنين بشود، بيت المال چنان بشود، حلال خدا را حرام و حرام خدا حلال بشود، اگر مسلمانِ آگاهي اينها را بداند و سكوت كند، حق اين است كه خدا چنين مسلماني را به همانجا ببرد كه آن ستمكاران را ميبرد....
(شايد مانند مسلماناني كه غزه را ميبينند و ميدانند و سكوت ميكنند، نويسنده)
منبع: كتاب حماسهي حسيني، جلد اول ؛ متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري
خدایا!!!
مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ ٫ غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقیرت ببخش و درد های عظیم را به جانم ریز.
خدایا!
اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.
خدایا!
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است.
خدایا!
اتش مقدس شک را چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که بر من نقش کرده اندبسوزد و انگاه از پس توده این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.
خدایا!
به هرکی دوست میداری بیاموز که عشق اززندگی کردن بهتر است و به هرکس که بیشتر دوست میداریش بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است !
خدایا!
تو را سپاس می گویم که در مسیری که در راه تو بر می دارم آنها که باید مرا یاری کنند سد راهم می شوند، آنها که باید بنوازند سیلی می زنند، آنها که باید در مقابل دشمن پشتیبانمان باشند پیش از دشمن حمله میکنند و .....
تا در هر لحظه از حرکتم به سوی تو از هر تکیه گاهی جز تو بی بهره باشم.
ابتدا باید ایستادن
.. راه رفتن
.. دویدن
و سپس بالا رفتن را بیاموزد
پرواز را با پرواز آغاز نمی کنند.
نیچه
جان ماكسول
آلتشولر و شاپيرو خود را آماده كردند. آنها به جستجوي روشهاي جديد پرداختند و همه سندهاي اختراع را مورد مطالعه و بررسي قرار دادند و در رقابتهاي ديگر نيز شركت جستند. اين دو حتي موفق شدند تا جايزه مسابقه مخترعين ملي را براي اختراع جليقه ضد گرما و اتش دريافت نمايند. ناگهان بطور غيرمنتظرهاي از ايشان خواسته شد تا به تفليس شهري در گرجستان بروند. به محض ورود به شهر دستگير شدند و دو روز بعد بازجويي ها شروع شد. 25 سال زنداني براي ايشان نوشته شد. اين ماجرا در سال 1950 ميلادي رخ داد.
آلتشولر به ماجراي دستگيري اش اينگونه مينگرد: "تا پيش از زنداني شدن، درگير ذهنيات، ترديدها و تصورات ساده انساني بودم. اگر ايده من اينقدر مهم بود، پس چرا به حقيقت نميپيوست؟ همه شكهاي من توسط KBM (كميته تامين امنيت) برطرف شد." پس از دستگيري شرايطي پيش آمد كه آلتشولر براي زنده ماندن، از TRIZ (تئوري حل ابدائانه مسئله)، به عنوان يگانه وسيله دفاعياش استفاده كرد.
در زندان مسكو،او از امضاي توبه نامه خودداري كرد و در اتاق بارپرسي زنداني شد. تمام طول شب از او بازجويي ميكردند و هنگام روز نيز اجازهي خواب نداشت. آلتشولر متوجه شد كه با ادامه اين شرايط، زنده نخواهد ماند. بدين ترتيب مسئلهاي اين چنين را براي خودش طرح كرد: چگونه ميتوانم هم زمان با خواب بيدار باشم؟! رخ دادن اين امر ناممكن به نظر ميآمد آن هم در شرايطي كه بيشترين استراحت مجاز او، نشستن با چشماني باز بود. چنين وضعي اين طور معني ميداد كه براي خوابيدن،بايد چشمان آلتشولر هم زمان هم بسته باشد و هم باز باشد...
راه حل آسان بود و چازه ممكن. آلتشولر دو تكه كاغذ از قوطي سيگار كند و با كبريتي سوخته روي هر تكه كاغذ،مردمكي كشيد. سپس هم سلولياش تكه هاي كاغذ را با آب دهان خود بر روي چشمان بسته آلتشولر چسباند.
از آن پس،او مقابل دريچه در سلول خود مينشست و به راحتي به خواب ميرفت و بدين ترتيب تا چندين روز متوالي امكان استراحت و خواب او فراهم بود. تا آنكه بازپرس وي، به شك افتاد كه چرا چند شبي است كه اين زنداني در حين بازجوييها سرحال به نظر ميآيد!؟.......
بررسي رويكرد مديريت كيفيت فراگير در بهبود بهرهوری سازمانهاي آموزش عالي
چكيده:
با وجود انکه اززمان بحث پیرامون موضوع بهره وری ، تحلیل ها و انتقادات مرتبط با آن بیش از دو دهه می گذرد ولی تاکنون در برخی از کشورها مانند آمریکا رشد بهره وری در واحد های تولیدی از شتاب لازم برخوردار نشده است.واقعیت آن است که حتی رشد آرام بهره وری نیز وقایع مهمی در سازمان ها را موجب می گردد و به همین دلیل بحث، تحلیل، برنامه ریزی، اقدام و چگونگی استفاده از بهره وری در برنامه های بهبود در دستور کار سازمان های پیشرو قرار دارد. سوال اصلی این است که اجرای برنامه های ارتقاء بهره وری در سازمانها بالاخص در موسسات آموزش عالی با چه موانعی روبرو ست و راهکارهای رفع این موانع کدام است ؟
غالبا سرعت نگرفتن رشد بهره وری به کمبود علاقه ، مهارت و انگیزه مردم و کارکنان نسبت داده میشود و یا این که این کندی رشد ناشی ازفقر دانش مدیران وعدم توجه آنان به ضرورت بررسی چگونگی انجام فرایند ها تلقی می گردد.بر اساس بررسی های مولفین بکارگیری "مدیریت کیفیت جامع" ((TQM ،که به بررسی رهبری, برنامه ریزی و بهبود وضعیت کل سازمان می پردازد، یکی از راههای فائق آمدن بر مشکلات موجود در زمینه ارتقاء بهره وری در موسسات آموزش عالی است.
با وجود اینکه مفهوم TQM برای بخش های تولیدی و خدماتی بنیان نهاده شده است،اما به نظر می رسد که در صورت حمایت تئوری ها ، دارای کاربرد های موفقیت آمیزی در بخش آموزش عالی نیزباشد.در این مقاله سعی بر آن داریم تا به مفاهیم بهره وری و نقش و کاربرد TQM در بهبود بهره وری سازمانهای آموزش عالی بپردازیم و به ارائه مطالعاتی که در این زمینه انجام شده و محدودیتهایی که فراروی به کارگیری آن وجود دارد , بپردازیم.
كلمات كليدي :مديريت كيفيت فراگير، كيفيت، بهرهوري، دمينگ،مدل كراسبي، سازمانهاي آموزش عالي.
کاری از
استادیار و مدیر گروه بازرگانی دانشگاه یزد
E-Mail:Dr.saeida@gmail.com
نعیمه دره زرشکی
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی,جهاد دانشگاهی يزد
E-Mail:n.darehzereshki@gmail.com
ترانوش جعفری
جهاد دانشگاهی يزد دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی
E-Mail:taranooshjafari@yahoo.com
ادامه مطلب
قسمت اول: تاریخچه ی TRIZ
سال 1948 بود که افسری از نیروی دریایی دریای خزر، به نام گنریش آلتشولر، نامه خطرناکی را با این عنوان ارسال کرد: "نامه ای خصوصی برای فرمانده استالین"
نویسنده نامه به رهبر کشورش خاطرنشان کرده بود که در رویکرد اتحاد جماهیر شوری نسبت به نوآوری و اختراع بی توجهی شده است، او در پایان نامه اش به تفکر "غیر قابل پذیرش و تکان دهنده ای" اشاره کرده بود: «تئوری وجود دارد که می تواند به هر مهندسی کمک کند تا اختراع نماید ، این تئوری قادر است نتایج ارزشمندی را خلق کند و دنیای مسائل فنی و تکنیکی را متحول سازد»، پاسخ تند این نامه ، دو سال بعد به دست وی رسید. اجازه دهید این افسر جوان را بیشتر معرفی کنیم.
"گنریش آلتشولر"، 15 اکتبر 1926 میلادی در تاشکند (شوروی) سابق متولد شد.
آلتشولر اولین گواهی نامه ثبت اختراع خود را در روسیه برای دستگاه کوچکی شبیه به زیردریایی، دریافت کرد. این اتفاق زمانی افتاد که وی دانش آموز کلاس نهم بود...
آلتشولر مخترع جوان و موفقی بود، چه عاملی او را به نوشتن نامه ای برای استالین ترغیب و مسیر حرکت حرفه ای او را تخریب کرد و زندگی اش را برای همیشه تغییر داد ؟
به قول خود آلتشولر: «نکته این است که من نه تنها خود اختراع می کردم، بلکه فکر می کردم باید به دیگرانی که می خواهند اختراع کنند نیز کمک کنم»
دانشمندان اعتقاد داشتند اختراع ها از روی اتفاق و به شکل تصادفی انجام می شوند و نتیجه ی یک رخداد پیش بینی نشده یا دستاورد عده ای با گروه خونی متفاوت و ویژه هستند. اما آلتشولر نمی توانست چنین اعتقادی را بپذیرد، اگر روش مشخصی برای اختراع کردن وجود ندارد، باید بالاخره یک نفر پیدا شود و همت کند و برای انجام چنین کاری آستین بالا بزند.
آلتشولر ایده هایش را با هم کلاسی سابقش رافائل شاپیرو که مخترعی در پی کسب موفقیت های بیشتر بود، درمیان گذاشت.........
There was a man who had four sons. He wanted his sons to learn not to judge things too quickly. So he sent them each on a quest, in turn, to go and look at a pear tree that was a great distance away. The first son went in the winter, the second in the spring, the third in summer, and the youngest son in the fall.
مردی 4 پسر داشت.از آنها خواست که یادبگیرند در زندگی راجع به هیچ موضوعی زود قضاوت نکنند. به این منظوراز آنها خواست که هرکدام به نوبت به مکانی دور رفته ومشاهدات خویش را از یک درخت گلابی که در آن مکان بود بیان کنند. پسر اول زمستان ، دومی بهار ، نفر سوم تابستان و کوچکترین پسر پاییز را برای رفتن و مشاهده انتخاب کردند.
When they had all gone and come back, he called them together to describe what they had seen.
پس از بازگشت ، پدر همگی را فراخواند و از آنها خواست تا هر آنچه را که دیده بودند بیان کنند.
The first son said that the tree was ugly, bent, and twisted. The second son said no it was covered with green buds and full of promise. The third son disagreed; he said it was laden with blossoms that smelled so sweet and looked so beautiful, it was the most graceful thing he had ever seen. The last son disagreed with all of them; he said it was ripe and drooping with fruit, full of life and fulfillment.
پسر اول درخت را زشت و خمیده وازکارافتاده توصیف کرد. دومی گفت نه آن درخت پوشیده از جوانه های سبزو سرشار از امید بود. ولی سومی با او مخالف بود و گفت درخت پر بود از میوه هایی که شیرینی و زیبایی آنها کاملا احساس میشد و این دلپذیر ترین چیزی بود که تا به حال دیده بودم. آخرین نفر با نظر بقیه مخالف بود او گفت میوه ها کاملا پخته و پژمرده شده بودند و به نظر میرسید که دیگر این درخت تمام وظایف خود را انجام داده است.
دنبال یه متن، جمله، یا شعر قشنگی می گشتم که به بهونه ی روز معلم (یا به قول بعضی ها هفته ی معلم... چون واقعا یه روز واسه قدردانی از معلم هامون تو سال خیلیییییییییییییییی کمه)، تقدیم کنم به معلم ها و اساتیدم، خیلی راجع بهش فکر کردم، و متن های زیر یادم اومد که به نظرم جالب بودن،
- * به من آموختی الفبای عشق را، و در گوشم زمزمه کردی سرود زندگی را... ای همیشه جاودان، "روزت مبارک" *
- * عارفان با عشق عارف می شوند، بهترین مردم معلم می شوند، عشق با عارف مکمل می شود، هر که عاشق شد معلم می شود *
- * قدر استاد نکو دانستن، حیف استاد به من یاد نداد *
* Flowers die,
Stories end,
Memories are forgotten,
All things com to an end but precious teachers are treasured forever…*
همش قشنگ بود ولی هیچ کدوم راضیم نمی کرد، تا اینکه یادم اومد که:
یه روز از یه معلم که من درسهای خیلی زیادی تو زندگی ازش یاد گرفتم، (یکیش همین احترام به معلم بوده) شنیدم که می گفت :
م معلم یعنی: مهر، مثل مهر مادری
ع معلم یعنی: علم و باروری
ل معلم یعنی: لبیک به شغل انبیاء
م معلم یعنی: مستی خدمت
و شک نکردم که همین عبارت رو باید
تقدیم کنم به تمام کسانی که تو زندگیم، یه جوری، یه جایی، یه چیزی بهم یاد دادن...
کیفیت
همه چیز
نیست
اما
همه چیز
بدون کیفیت
هیچ است.
تاریخچه ی کیفیت مقارن با حیات بشر میباشد، زیرا انسان ذاتاً برای برطرف کردن نیازهای خود به دنبال "بهترین ها" می رود. و این غریزه باعث به وجود آمدن مبحث کیفیت در عرصه ی تولید شده است.
امروزه با پیشرفت محصولات و ایجاد رقابت در عرصه ی تولید کالا و خدمات، نیاز بیشتری برای توجه به کیفیت محصولات، جهت جلب رضایت مشتریان، از طرف تولید کنندگان احساس می شود.
کیفیت جزئی از فرایند تولید است و باید آن را با ابزارهای مناسب، مورد سنجش، کنترل و بهبود مداوم قرار داد.
spc یکی از ابزارهای کیفیت می باشد و هدف آن تضمین کیفیت محصول است.
کنترل آماری فرایند (spc ) با تکیه بر فرایند تولید، و با استفاده از ابزارهای هفتگانه خود، سعی در به کنترل درآوردن نوسانات فرایندهای تولیدی دارد، که نتیجه ی آن کاهش ضایعات، دوباره کاری ها، بهبود کیفیت، کاهش قیمت، رضایت مشتری و ... می باشد.
ابزارهای هفتگانه spc عبارتند از :
۱- برگه ثبت داده ها
۲- هیستو گرام
۳- نمودار پارتو
۴- نمودار علت و معلول
۵- نمودار تمرکز نقص ها
۶- نمودار پراکندگی
۷- نمودار کنترل




این سلام با بقیه ی سلام ها فرق میکرد، چون این سلام یکی از سین های سفره ی هفت سین امساله...
امیدوارم امسال هم مثل هر سال هفت سین سلامتی ، سعادت ، سربلندی ، سرور ، ،، بقیشو خودتون کامل کنید، تا هفت سین کاملی داشته باشید،
فرارسیدن سال جدید رو پیشاپیش به همه تبریک میگم و امیدوارم سال خیلی خوبی رو پیش رو داشته باشین،
با بهترین آرزوها
سنگی که طاقت ضربه های تیشه را نداشته باشد، تندیسی زیبا نخواهد شد.
از زخم تیشه خسته نشو، که وجودت شایسته ی تندیس است.
زرتشت
انسان بیش از زندگیست،
آنجا که هستی پایان می پذیرد، انسان ادامه می یابد...
دکتر علی شریعتی
چكيده
عرصه كنوني كسب و كار ، تصويري جديد از سازمان ارائه ميكند كه با اين نگرش جديد ، سازمان مجموعهاي از فرايندهايي است كه هدف آنها ايجاد ارزش براي مشتريست و مستلزم ايجاد ارزش براي مشتري ، آفرينش ارزش در خود سازمان است . برنامه سازماني كه مي خواهد رويكرد فوق را دنبال كند در وهله اول ورود به حوزه سيگماهاست و در مرحله بعد طي مراحل بهبود تا رسيدن به سطح ششسيگما(Six Sigma) يعني 3.4 خطا در يك ميليون فرصت ميباشد . مفهوم بنيادي تفكر ناب ، در ريشهکن كردن اتلاف و آفرينش ارزش در سازمان نهفته است...
ادامه مطلب
نظر شما راجع به كيفيت چيست؟؟
Indentifying Quality?
What does the word "Quality" means to you?
What does "Quality" represent?
Think about it. Is there one simple definition or is it a case of knowing what quality is when you see it?
The American Society for Quality Control defines quality as a subjective term for which each person ha his or her own definition. In technical usage, quality can have two meanings: 1) the characteristics of a product or service that bear on its ability to satisfy stated or implied needs & 2) a product or service free of deficiencies.
Quality can take many forms including quality of design, quality of conformance, & quality of performance. Quality of design means that the product has been designed to successfully fill a consumer need, real or perceived. While the flat swing seat seen in the opening cartoon is not precisely the rope-and-tire combination the customer wanted, it is a quality design because it will allow the customer to swing. Quality of conformance –conformance to requirements – refers to the manufacture of the product or the provision of the service that meets the specific requirements set by the consumer. From this viewpoint, only a tire-and-rope swing will meet the customer's requirements, Quality of performance means that product or service performs its intended function as identified by the consumer. If the customer performance requirements stated the desire to swing, with no specific type of swing mentioned, then either the simple tire-and-rope design or a flat swing performs the function desired by the user.
Armand Feigenbaum, author of Total Quality Control, states that quality is a customer determination which is based on the customer`s actual experience with the product or service, measured against his or her requirements – stated or unstated, conscious or merely sensed, technically in a competitive market.
From: Dr Peyman Jaberi
يا راهي خواهم يافت،
يا راهي خواهم ساخت...
دومین کنفرانس بین المللی شش سیگما ایران با شکوه هر چه تمام تر برگزار شد.
به رغم شرایط بحرانی آب و هوایی کشور دومین کنفرانس بین المللی شش سیگمای ایران درتاریخ 24 و 25 دی ماه 86 با شکوه هر چه تمام تر برگزار شد .
در این کنفرانس که در دو روز متوالی با حضور گروه ها و سازمان ها و شرکت ها بزرگ صنعتی و اشخاص علاقمند به مبحث شش سیگما دنبال شد ، تنوع زیاد مباحث در قالب پانل های تخصصی چهره ای ویژه به کنفرانس امسال داده بود.
یکی از حرکت ها شاخص کنفرانس امسال ایجاد دو میزگرد تحت عنوان :« چالش های پیاده سازی شش سیگما در ایران» و« درس های آموختنی شش سیگما» بود که در آن افراد و گروه ها توانستند پاسخ سوالات و مشکلات خود را دریافت نمایند .
اهداف دومین کنفرانس شش سیگما
0 معرفی شش سیگما به عنوان نگرشی نوین جهت ارتقا توانمندی ها و موفقیت های سازمان ها در رقابت های جهانی.
0 شناسایی موضوعات و نگرش نوین در زمینه اجرای روش ها و اصول شش سیگما در سازمان ها و شرکت های ایرانی.
0 نقد و بررسی انتخاب و تشخیص درست پروژه های شش سیگما به عنوان چالشی پیش روی سازمان های ایرانی.
0 نقد و بررسی چالش های پیش روی شش سیگما در ایران.
0 تشریح و بررسی نیازمندی و ضروت های آموزش و اجرای شش سیگما در سازمانهای ایرانی.
0 امکانسنجی اصولی کاربرد اجرایی شش سیگما در صنایع بزرگ کشور.
0 بررسی و تحلیل رویکردهای وحدت یافته و سینرژی ابزارها و فنون کیفیت در متدولوژی شش سیگما.
0 معرفی رویکرد شش سیگما از مفاهیم پایه ای تا استراتژی و اجرا.
0 شناسایی پژوهشگران، محققان و دستاوردهای پژوهشی آن ها در زمینه نگرش های نوین کیفی به خصوص شش سیگما.
0 انتقال تجارب، نتایج تحقیقات و راهبردهای فراوری سازمان به دیگر سازمان ها و شرکت های داخلی.
0 افزایش سطح علمی مدیران، مجریان، کارشناسان و محققان در زمینه شش سیگما.
0 ارائه راهکارهای علمی در قالب مدل های موجود با هدف کاهش هزینه ها و افزایش بهره وری و سهم بازار و نهایتا کمک به موفقیت سازمان ها در صحنه رقابت.
0 معرفی فعالان و دست اندرکاران و موسسات خصوصی و دولتی مجرب در اجرای شش سیگما.
0 حرکت به سمت ایجاد و پیاده سازی شش سیگما به عنوان ضرورتی انکار ناپذیر.
همگرایی و هم اندیشی در نگرش های جهت دار و تحلیل مسائل روز بهبود فرایند سازمان های کشور.
دبیر کنفرانس
پروفسور فریبرز پرتوی
عضو هیئت علمی دانشگاه درکسل آمریکا
مدیریت اجرای دهها پروژه در زمینه شش سیگما در آمریکا
دبیر کمیته علمی
دکتر آرش شاهین
دکترای مهندسی صنایع -مهندسی کیفیت از دانشگاه نیو کاسل انگلستان
عضو هیئت علمی دانشکده مدیریت دانشگاه اصفهان
دبیر کمیته صنعت کنفرانس
مهندس حبیب کراری
دبیر شورای سیاست گذاری کنفرانس
مهندس امیر آقایی
مدیر عامل شرکت توسعه اطلاعات کاربردی
دبیر اجرایی کنفرانس
مهندس طاها ضمیر پور- Six Sigma MBB
اعضاء کمیته علمی کنفرانس
الف:کمیته داخلی
دکترمهدی کرباسیان –عضو هیئت علمی دانشگاه مالک اشتر
دکترمنو چهر وال محمدی- عضو کمیته علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جنوب
دکتر الیپس مسیحی - عضو کمیته علمی دانشگاه تربیت مدرس
ب:کمیته بین المللی
• Professor Mohamed Zairi
Juran Chair in Total Quality Management,Director of European Centre for TQM,Assistant Vice president of Academic Affairs, e-TQM College, UAE,School of Management,University of Bradford,Bradford,UK
• Professor Jiju Antony
Director of the Centre for Research in Six Sigma and Process Improvement (CRISSPI),Glasgow Caledonian University,Scottland,UK
• Professor Paul Braiden
Industrial Statistics Research Unit (ISRU),School of Mechanical & Systems Engineering,University of Newcastle upon Tyne,UK
• Professor Vinod Singhal
Area Coordinator of Operations Management,The Business School,Georgia Tech University,Atlanta, Georgia,USA
• Professor Sung Hyun Park
The Statistical Research Center for Complex Systems,Department of Statistics,Seoul National University,South Korea
اعضاء کمیته صنعت کنفرانس
مهندس بهروز سراج - six sigma MBB
مهندس کورش ایوب پور- six sigma MBB
مهندس مسعود مددی-six sigma MBB
مهندس امیر شکاری-six sigma MBB
مهندس طه ضميرپور - six sigma MBB
مهندس عليرضا رضايي منش - six sigma BB
مهندس سارا خداخاني - كارشناس ارشد آمار
مهندس ناصر جلالي
مسئول دبیرخانه کنفرانس
افسانه احمدی
مسئول دبیرخانه مجازی کنفرانس
مهندس وحید مقدم
به نقل از www.sixsigma.ir
حل مسئله
در بحث حل مسئله، راههاي بسياري ارائه شده كه در اكثر آنها راهكارهاي مشابه ديده ميشود (با جزئيات كمتر يا بيشتر)، از جمله مهمترين ابزارهاي حل مسئله شش سيگما، تريز، كايزن، حل مسئله به روش 7 گام طلايي و ... ميباشد
روش زير براي حل مسئله، داراي 7 گام ميباشد كه توسط نويسنده از منابع زير اقتباس شده است.
- بوگدال، ولكر، ترجمه مهندس فرهنگ هاشمي ـ مهندس عليرضا دارابي، «حل خلاقانه مسائل» چاپ اول، نشر طراح
- سيف، علياكبر (1320)، «روانشناسي پرورشي(روانشناسي يادگيري و آموزش)» چاپ سوم، تهران انتشارات آگاه
چگونه مسائل حل ميشوند؟
1- تشخيص مسئله
نخستين گام در حل مسئله تشخيص و درك مسئله است، يعني اينكه افراد متوجه شوند كه مسئلهاي وجود دارد. آيا محصولات ما منحصر به فرد هستند و از بهترين كيفيت برخوردارند؟ آيا قيمتها حداقل هستند و با وجود اين بيشترين سود را حاصل مينمايند؟ در واقع، سهم مهم حل مسئله، تشخيص مسئله است. اتومبيلي كه از كار ميافتد، دستگاه تلفني كه خراب ميشود، شخصي كه بيمار ميشود، و بسياري موقعيتهاي ديگر، مشابه با اينها نيازمند تشخيص مشكل است. به مثال زير توجه كنيد. ساكنان يك مجتمع آپارتماني از كندي حركت آسانسور ساختمان گلهمند بودند. از متخصصين خواسته شد تا آسانسور را تعمير كنند. پس از بازديد كامل دستگاه، معلوم شد كه سرعت آن خيلي غيرمعمول نيست و گلهمندي ساكنان مجتمع ناشي از علت ديگري است. يك روز سرپرست ساختمان ملاحظه كرد كه دلخوري ساكنان از اين است كه هنگام منتظر ماندن براي رسيدن به آسانسور هيچ كاري ندارند كه انجام دهند و حوصلهشان سر ميرود. پس از شناسايي مشكل، با نصب يك آينه ديواري در كنار آسانسور مشكل به سادگي حل شد.
كليد شناسايي يا پيدا كردن مسئله كنجكاوي يا نارضايتي است. " شما بايد بپرسيد - ترديد نكنيد- چرا يك قاعده،روش يا فراورده به گونهاي است كه هست، يا از اينكه چيزي آنگونه كه بايد كار نميكند احساس ناراحتي كنيد"
براي اينكه انسانها عادت كنند تا در پي يافتن مسائل باشند، بايد با تفكر انتقادي بار بيايند و اين كار نياز به يادگيري دارد. بنابراين افراد نبايد تنها به مسائل تعريف شده اكتفا كنند بلكه بايد عادت كنند و خود مسئله بيافرينند و به كمك حلمسئله جواب آنها را پيدا كنند.
2- تعريف و معرفي مسئله
تعريف و درك ماهيت مسئله مستلزم يافتن اطلاعات مناسب و صرفنظر كردن از جزئيات نامربوط است.
علاوه بر شناسايي و تعريف مسئله، بايد آن را به نحو درست معرفي كرد. يكي از متداولترين راههاي معرفي مسئله، بيان صورت (شفاهي يا كتبي) مسئله است. علاوه بر اين مسئله را ميتوان به صورتهاي ديگر از جمله تصاوير، معادلات رياضي، نمودارها و طرح و نقشهها نشان داد. متخصصان حل مسئله اين فرايند را معرفي مسئله نامگذاري كردهاند.
3- كشف راهحلهاي احتمالي
در اينجا به سه روش اكتشافي حلمسئله آشنا ميشويم.
روش تحليل وسيله- هدف: در اين روش افراد ابتدا مسئله را به تعدادي مسائل فرعي تقسيم ميكنند و بعد به دنبال راهحل براي آنها ميگردند. براي مثال، نوشتن يك گزارش تحقيق 20 صفحهاي براي دانشجويان يك مسئله نسبتاً دشوار است. بهتر است اين مسئله را به چند بخش از جمله موارد زير تقسيم كنند: انتخاب يك موضوع تحقيق، پيدا كردن منابع و مآخذ مورد نياز، خواندن و سازمان دادن اطلاعات موجود، تهيه چهار چوب و طرح كلي گزارش و فعاليتهاي مربوط ديگر.
روش راهبرد واررونه: در اين روش از هدف نهايي شروع ميكنيم و تا مسئلهي حلنشدهي اوليه به عقب بازميگرديم. اين روش غالباً براي حل مسائل هندسي مناسب است. همچنين براي تعيين ضربالاجلهاي وسط كار نيز مفيد است. "ببينيم اگر قرار است من اين كار تحقيقي را تا سه هفته ديگر تحويل دهم، بنابراين تا روز 28ام بايد آماده تحويل دادن باشد، لذا پيشنويس آن را بايد تا يازدهم آماده كنم..."
مثال ديگري از حلمسئله با راهبرد وارونه: فرض كنيد قرار است سر ظهر در رستوراني در آن طرف شهر دوستي را ملاقات كنيد. چه وقت بايد دفتر كارتان را ترك نماييد تا مطمئن شويد كه سر وقت به دوستتان ملحق خواهيد شد؟ اين كار به صورت وارونه بهتر قابل حل است؛ پس از رسيدن به محل 10 دقيقه وقت لازم است تا جايي براي پارك كردن اتومبيلم پيدا كنم و پياده به رستوران محل قرار برسم. حدود 30 دقيقه لازم است تا از محل كارم به محل قرارم برسم. تقريباً 5 دقيقه وقت لازم دارم تا از محل كارم به اتومبيلم برسم. با اين روش به راحتي ميتوانيد اين مسئله را حل كنيد و تعيين نماييد حدود 11:15 بايد راه بيفتيد تا سر ساعت 12 به محلي كه قرار ملاقات داريد برسيد.
روش قياسگري يا تفكر قياسي: منظور از تفكر قياسي اين است كه افراد از يك موقعيت مشابه با مسئله براي حل آن مسئله استفاده ميكنند. براي اين روش مثال زير بيان شده است:
پس از آنكه زيردريايي ساخته شد، مهندسان به فكر افتادند كه چگونه كشتيهاي جنگي ميتوانند حضور و موقعيت آنها را در قعر دريا تعيين كنند. براي اين منظور، از اينكه چگونه خفاشها مسائل نظير اين را حل ميكنند استفاده كردند.
4- ابتكار
با وجود اينكه اغلب مديران از هوش متوسطي برخوردارند در زندگي موفقتر از ساير افراد هستند و دليل اين است كه آنها ميزان تواناييهاي مغز را بهتر از اغلب مردم تخمين ميزنند، شايد به همين علت روشهايي كه تأثيرات تفكر را افزايش ميدهد روزبهروز محبوبتر ميشوند.
بر همين اساس در بخش بعدي تنها بر خلاقيت، ابتكار و نوآوري پرداخته شده است.
5- تصميمگيري
به عنوان مثال يكي از روشهاي تصميمگيري، تصميمگيري شمي، حسي، شهودگرايي و تا حدودي ابتكاري است، در مقابل تصميمگيري با محاسبهي اجزا، و در نظر گرفتن تكتك پارامترها.
به نظر ميرسد تصميمگيري روشمند، با ارزشتر و كاراتر و واقعيتر از تصميمگيري حسي باشد. اما بسياري از تصميمات ـ و شايد اغلب يا مهمترين آنها ـ حسي انجام ميگيرند.
تصميمگيري شمي حركت در بين واحدهاي كوير خرد است در حاليكه راهي جز از بين صحرا وجود ندارد.
«هر چه گفته ميشود، شنيده نميشود، هر چه شنيده شود، فهميده نميشود، هر چه فهميده شود درك نميشود، هر چه درك شود، به آن عمل نميشود و هر آنچه به آن عمل شود زمان درازي دوام نخواهد داشت.»
6- اجرا (عملكردن بر روي راهحلهاي كشف شده)
پس از انتخاب راهحل احتمالي بايد آن را به اجرا درآورد. يعني هر روشي را كه براي حلمسئله در نظر گرفتيم به آن عمل كرده و طبق آن جلو رويم.
7- نگاه به عقب و ارزشيابي نتايج فعاليتها
پس از انتخاب راهحل و مورد استفاده قرار گرفتن آن بايد نتايج حاصل ارزيابي شوند. اين مرحله شامل وارسي شواهد براي تأييد درست بودن راهحل و جواب مسئله است. يك روش ارزشيابي از نتايج، تخمينزدن جواب درست است مثلاً براي حل ضرب 11×21 ، جواب بايد حول و حوش 200 باشد زيرا 10×20 برابر است با 200 . پس اگر جواب سؤال فوق 23 يا 3211 يا 562 بدست آمد سريعاً متوجه اشتباه بودن جواب ميشويم.
این وبلاگ محیطی جهت همکاری علاقمندان به مباحث مربوط به کیفیتُ حل مسئلهُ و بهبود مستمرُ و شامل تکنیکهای زیر می باشد:
SPC, 6 sigma, TRIZ, 5s, kaizen, Lean Production, Lean 6sigma, FMEA,...
از كليه علاقمندان دعوت ميگردد با ارسال ديدگاهها و تجربيات ناب خود در زمينه هاي فوق به جمع نويسندگان اين سايت پيوسته و ديگران را در دانش خود شريك نمايند.
طبق نظريه ثرندايك، بزرگترين نظريهپرداز يادگيري:
متداولترين اشتباه دانشمند بيتجربه در آموزش اين است كه انتظار داشته باشد شاگردانش آنچه را كه به آنها ميگويد بفهمند.
"اما گفتن، آموزش دادن نيست" اظهار كردن واقعيتهايي كه در ذهن انسان وجود دارند يك انگيزهي طبيعي است كه شخص را واميدارد تا بخواهد ديگران هم از اين واقعيتها آگاه گردند، درست همانطور كه نوازشكردن يك كودك، امري بسيار طبيعي است، اما نوازشكردن تب او را درمان نميكند، "گفتن واقعيتها به فرد نيز جهلش را درمان نميكند".
ساعت 14 روز شنبه هفتم مهرماه 86 ، شروع يكي از كلاسها با نام كنترل فرايند آماري(SPC) بود.
راستش خود من هيچ وقت فكر نميكردم اين كلاس تا اين حد برام مفيد و جذاب باشه. قبل از شروع اولين جلسه فكر مي كردم بايد منتظر اومدن استادي باشم كه قرار گويندهي يه سري دانش و اطلاعات باشه و نقش ما به عنوان "دانشجو" گوش دادن و يادگيري تئوري باشه...
اما اين ذهنيات نتونست تا آخرين دقيقههاي كلاس دووم بياره...
ما توي اين دوره هم از اطلاعات استادمون استفاده كرديم و هم دانش + جوي به معني كلمه بوديم، كارهاي تيمي و ارائهي پروژه از نمونههاي فعاليتهاي اين دورهي ما بود كه با عناوين مختلف، مربوط به مباحث درسي براي ما تعريف ميشد.
ساختن اين وبلاگ آخرين پروژهي من بود.
هدف اصلي ما در اين سايت ارائهي مسائل كيفيتي، بحثهاي آماري مربوط به كيفيت، تكنيكهاي حل مسئله، بهبود مستمر و مباحث مرتبط ميباشد.
منتظر نظراتتون هستيم...
يادگيري، به خاطرسپردن و به يادآوردن مطالب و موضوعات، يكي از مسائلي است كه ما روزانه با آن مواجه هستيم. اين موضوعات ميتواند شامل مطالب علمي، درسي، موضوعات كاري و شغلي، به خاطرسپردن كارهاي روزانه، اسامي افراد وغيره باشد، كه در هرمورد ما نيازمند به ياد آوردن آنها در زمانهاي دلخواه و مناسب هستيم.
در علوم مختلف ثابت شده است كه اگر يادگيري به صورت مناسب انجام پذيرد و بتوانيم مطالب را پس از طي مراحل لازمه ، با اصول مناسب به حافظهي درازمدت بفرستيم، يادآوري آنها در زمانهاي دلخواه و با سرعت مناسب انجام ميپذيرد.
در واقع در امر يادگيري ما با مسئلهاي مواجه هستيم كه پيشتر توسط صاحبنظران حل شده است و شما با مطالعهي متن زير (خلاصه شده از كتاب: نظريههاي يادگيري، نوشتهي دكتر بي.آر.هرگنهان و دكتر متيو اچ.السون، ترجمهي دكتر علياكبر سيف) مي توانيد با مراحل مختلف يادگيري آشنا شده و از روشهاي آن براي يادگيري استفاده نماييد.
تعريف يادگيري
يادگيري و يادآوري بسيار به هم نزديكاند، اما يادگيري چيزي بيشتر از يادآوري محض است: يادگيري شامل توانايي انجام ماهرانهي يك تكليف است. نورمن در كتاب خود با عنوان يادگيري و حافظه ميگويد: "من اصطلاح يادگيري را به اين معني به كار ميبرم: عمل مطالعهي عمدي يك مجموعهي خاصي از مطالب به گونهاي كه آن مطالب به طور ارادي بازيابي و با مهارت به كار بسته شوند. (ص 398)
يادگيري زماني صورت ميپذيرد كه اطلاعات دريافتي تمام مراحل حافظه را طي كنند و وارد حافظه درازمدت شوند، پس از آن ، هرزمان كه ما بخواهيم از يادگيريها يا آموختههايمان سود ببريم بايد آنها را يادآوري نماييم.(ص 422)
انواع حافظه
1. حافظه حسي
2. حافظه كوتاه مدت
3. حافظه دراز مدت
1. حافظه حسي: همزمان اطلاعات بسيار زيادي حس ميشوند و همهي آنها در حافظهي حسي ثبت مي گردند. مادر هر لحظه اطلاعاتي بسيار فراتر از آنچه بتوانيم به ياد آوريم دريافت مي نماييم. با اين حال تنها اطلاعاتي كه مورد توجهمان قرار مي گيرند حفظ مي شوند. به سخن ديگر آن بخش از اطلاعات موجود در حافظه حسي كه مورد توجه قرار ميگيرند وارد حافظه كوتاه مدت ميشوند، ولي بقيهي اطلاعات از اين حافظه حذف يا فراموش ميشوند. پس نخستين عامل مهم در يادگيري توجه يا دقت است، يعني تمركز انتخابي بر روي بخشي از اطلاعاتي كه به حافظه حسي وارد ميشوند. به طور كلي، اطلاعات يا فعاليتهاي تازه و ناآشنا نياز به توجه بيشتري دارند.(ص 409)
2. حافظه كوتاه مدت: در حافظه حسي اطلاعات به الگوهاي تصويري يا صوتي يا ساير رمزهاي حسي تبديل ميشوند، در حالي كه در حافظه كوتاه مدت، اطلاعات عمدتا به شكل صوتي يا شنيداري رمز گرداني ميشوند، براي نمونه، وقتي كه ما به شماره تلفني نگاه ميكنيم و تا لحظهي گرفتن شماره آن را حفظ مينماييم يكي از كارهاي زير را انجام دادهايم: يا يك تصوير ذهني از آن شماره به خاطر ميسپاريم(رمز ديداري)، يا صداي ارقام را حفظ ميكنيم(رمز شنيداري)، يا نوعي معني به ان شماره ميدهيم، مثلاً آن را با يك شماره آشنا تداعي مي كنيم (رمز معنايي). علاوه بر اينها رمزهاي مربوط به حواس، مانند لامسه و بويايي، نيز در حافظه كوتاه مدت ذخيره ميشوند. اطلاعات وارد شده به حافظه كوتاه مدت براي حداكثر 30 ثانيه باقي ميمانند و پس از آن فراموش ميشوند، كه اگر بخواهيم اطلاعات موجود در اين حافظه را براي مدت زمان بيشتري نگه داريم بايد از استراتژي تكرار يا مرور ذهني كمك بگيريم ، روش تكرار و مرور براي اطلاعاتي مفيد است كه صرفاً ميخواهيم آنها را مورد استفاده قرار دهيم و بعد فراموششان نماييم، مانند شماره تلفني كه نيازي به حفظ كردن آن نداريم، اما ميخواهيم براي مدتي كه از آن استفاده ميكنيم آن را به خاطر بسپاريم. براي مطالبي كه قصد يادگيري انها را داريم، علاوه بر تكرار يا مرور ذهني لازم است آنها را با مطالبي كه قبلاً آموخته و در حافظه درازمدت ذخيره كردهايم نيز تداعي نماييم. در اين حالت مرور ذهني به اين سبب انجام ميشود كه بتوانيم ارتباط لازم را بين مطلب جديد و قديم ايجاد نماييم. حافظه كوتاه مدت را مي توان حافظه هشيار آدمي دانست، زيرا ما از تمام محتواي آن آگاه هستيم و هر يك از اطلاعات موجود در اين حافظه را مي توانيم به سادگي به ياد آوريم و بر اساس آن پاسخ بدهيم. هرگونه اطلاعي را كه بخواهيم مورد استفاده قرار دهيم، ابتدا بايد آن را به حافظه كوتاه مدت بفرستيم. يعني اطلاعات موجود در حافظه دراز مدت نيز براي تبديل به پاسخ بايد ابتدا وارد حافظهي كوتاه مدت بشوند. (ص 410ـ411)
3. حافظه دراز مدت: حافظه تمامي عمر ما حافظه درازمدت نام دارد. اين حافظه هرآنچه را كه ما در طول زندگي ميآموزيم در خود جاي ميدهد. چنانچه پيشتر گفته شد، اطلاعات رسيده به حافظهي حسي اگر مورد توجه قرار گيرند به حافظهي كوتاه مدت انتقال مييابند، و اطلاعات رسيده به حافظهي كوتاه مدت نيز اگر تكرار و مرور شوند و با اطلاعات قبلاً آموخته شدهي ما مرتبط گردند به حافظهي درازمدت انتقال مييابند. به سخن ديگر، براي اينكه اطلاعات از حافظهي كوتاه مدت يك مرحله فراتر رفته و به حافظهي درازمدت انتقال يابند رمزگرداني بشوند. "منظور از رمزگرداني تغيير شكلدادن اطلاعات به حالتي غيراز حالت اوليه است". (ص412)
گنجايش و طول مدت نگهداري اطلاعات در حافظه درازمدت
اطلاعات خيلي سريع وارد حافظهي كوتاهمدت ميشوند، اما ورود اطلاعات به حافظهي درازمدت به زمان و كوشش بيشتري نياز دارد. درحالي كه گنجايش حافظهي كوتاه مدت محدود است، ظرفيت حافظهي درازمدت از تمام جهت عملي نامحدود به نظر ميرسد. علاوه بر اين، پس از آنكه اطلاعات به طور صحيح در حافظهي درازمدت ذخيره شدند براي هميشه در آنجا باقي ميمانند. از لحاظ نظري، ما بايد بتوانيم هرچه را كه ميخواهيم و براي هرمدت زماني كه ميخواهيم به يادآوريم. البته مشروط بر اينكه بتوانيم اطلاعات مورد نياز را پيدا كنيم. دسترسي ما به اين اطلاعات در حافظهي كوتاه مدت فوري است، زيرا اطلاعات موجود در اين حافظه همان چيزي است كه در آن زمان دربارهاش فكر ميكنيم، اما دسترسي به اطلاعات در حافظهي درازمدت مستلزم زمان و كوشش زياد است. (ص 416)
ü راههاي انتقال اطلاعات به حافظهي درازمدت
چنان كه پيشتر گفته شد، تكرار يا مرور ذهني موجب نگهداري مطالب در حافظهي كوتاه مدت ميشود. افزون بر اين، تكرار و مرور ذهني به انتقال مطالب از حافظهي كوتاه مدت به حافظهي درازمدت نيز كمك ميكند. لازم به ذكر است كه "گرچه تكرار يا مرور ذهني به انتقال اطلاعات از حافظهي كوتاه مدت به حافظهي درازمدت كمك ميكند، اما اين فرايند از ساير فرايندها در انتقال اطلاعات كم اثرتر است"، حتي بر سر اينكه تكرار به تنهايي و بدون ربط دادن مطالب جديد با مطالب قبلاً آموخته شده ميتواند موجب اندوزش اطلاعات در حافظهي درازمدت باشد يا نه اختلاف نظر وجود دارد. عامل مهم انتقال اطلاعات از حافظهي كوتاهمدت به حافظهي درازمدت ايجاد نوعي تداعي يا رابطه بين اطلاعات جديد و اطلاعات قبلي موجود در حافظهي درازمدت است. به سخن ديگر، بايد بين اطلاعات جديد و اطلاعات قديم نوعي رابطهي معني دار برقرار گردد. آنچه به ذخيره سازي يك مطلب در حافظهي درازمدت كمك ميكند معني آن است نه شكل ظاهرياش.
كوتاه سخن اينكه، تكرار و مرور ذهني اطلاعات سبب نگهداري آنها در حافظهي كوتاه مدت ميشود ولي براي اينكه اين اطلاعات وارد حافظهي درازمدت شوند بهتر است علاوه بر تكرار، آنها را دستهبندي و سازماندهي كرد و با اطلاعاتي كه از قبل در حافظهي درازمدت موجودند ربط داد. (ص 413ـ414)
ü فرايندهاي حافظه
از لحظهاي كه تأثرات حسي به وسيلهي گيرندهها دريافت مي شوند تا زماني كه از حافظهي از حافظهي كوتاه مدت مي گذرند و به حافظهي درازمدت منتقل ميشوند و يادگيري كامل مي شود، فرايندهاي مهمي جريان مي يابند.
اين فرايندها را مي توان به سه دستهي تكرار يا مرور، بسط يا گسترس، و سازماندهي قرار داد. (ص 417)
به دليل اهميت بيشتر سازماندهي در فرايند يادگيري، تنها به توضيح اين راهكار ميپردازيم. علاقهمندان به توضيحات بيشتر ميتوانند به منبع ذكر شده مراجعه كنند.
ü سازماندهي
سازماندهي بهترين شيوهي يادگيري مطالب پيچيده و مفصل است. ناگفته پيداست، مطالبي كه سازمانيافته هستند از مطالبي كه پراكنده و نامرتبطاند سريعتر آموخته ميشوند و آسانتر به ياد ميآيند. بنابراين اگر بتوانيم مقدار زيادي اطلاعات را سازمان دهيم بهتر قادر به اندوزش و بعداً بازيابي آنها خواهيم بود.
تقطيع (دسته بندي اطلاعات به واحدها يا قطعههاي كمتر) نمونهي ديگري از سازمان دادن مطالب است. (ص 418)
به سازمان بندي زير دقت كنيد. (ص 419)
گرانيت و غيره زمرد و غيره فولاد و غيره سرب و غيره طلا و غيره
بر اساس آزمايشي كه از دانشجويان دانشگاهي به عمل آمد، در يادگيري مطالب فوق، يادگيري دانشجوياني كه از روش سازماندهي استفاده كردند 3 برابر دانشجوياني بود كه مطلب را به صورت فهرستي از كلمه خوانده بودند.
ü يادآوري و فراموشي
منظور از فراموشي عبارت است از ناتواني ما در به يادآوري اطلاعات از حافظه درازمدت. بسياري از اطلاعاتي را كه ما فكر مي كنيم فراموش كردهايم هرگز به حافظهي درازمدت وارد نكردهايم. يعني آنها را به درستي نياموختهايم. با اين وجود، در مسير انتقال اطلاعات، تا رسيدن به حافظهي درازمدت، حذف اطلاعات صورت ميپذيرد كه به طور مختصر به آنها اشاره مي كنيم. (ص 419)
ü مهمترين علل فراموشي
مهمترين دليل فراموشي اطلاعات از حافظهي حسي بي توجهي است.
مهمترين علت فراموشي اطلاعات از حافظهي كوتاه مدت جانشيني است. (به دليل ظرفيت محدود اين حافظه ، ورود اطلاعات تازه باعث خروج اطلاعات قبلي ميشوند.)
علت فراموشي اطلاعات از حافظه درازمدت
روانشناسان عموماً بر اين عقيدهاند كه اطلاعات وارد شده به حافظه درازمدت، هرگز از بين نمي روند، و با بودن شرايط مناسب هميشه قابل بازيابي (يادآوري) هستند. با وجود اين، صاحبنظران چندين علت براي به ياد نيامدن اطلاعات از حافظه درازمدت ذكر كردهاند كه عبارتند از :
واپس زدن يا سركوب: به اين معني كه بعضي وقتها، به طور عمد، بعضي اطلاعات يا خاطراتي را كه نمي خواهيم به ياد آوريم واپس مي زنيم. (ص420)
تداخل: طبق اين نظريه اطلاعات يادگرفته شده با هم تداخل مي كنند و در هم مخلوط مي شوند و همين امر سبب به ياد نيامدن آنها مي شود. (ص 421)
مشكلات بازيابي: سومين و مهمترين عامل براي به يادنيامدن اطلاعات از حافظهي درازمدت، مشكلات بازيابي است. طبق اين نظريه آنچه به حافظه درازمدت سپرده ميشود هرگز از بين نميرود و علت اينكه ما پارهاي از مطالب قبلاً آموخته شده را نمي توانيم به ياد آوريم اين است كه در بازيابي آنها ناتوانيم، وگرنه مطالب در حافظه ما موجود هستند. اگر نشانهها يا سرنخهاي بازيابي لازم را پيدا كنيم مي توانيم اطلاعات فراموش شده را به ياد آوريم. در اين حالت درست مثل پروندهاي است كه در بايگاني ذهن موجود است اما شمارهي آن را در دست نداريم. اگر شمارهي پرونده را در اختيار داشته باشيم به راحتي مي توانيم آن را در بايگاني پيدا كنيم.
پس اگر بپذيريم كه اطلاعات موجود در حافظهي درازمدت هرگز محو نمي شوند، بايد نتيجه بگيريم كه فراموشي به اين علت است كه ما در لحظهاي كه مي خواهيم مطلبي را به يادآوريم نشانهها يا سرنخهاي بازيابي لازم را در اختيار نداريم.(ص 421)
اميدوارم اين مطالب تونسته باشه كمكي به شما در فرايند يادگيري باشه، درصورتي كه اطلاعات بيشتري خواستيد با پست الكترونيك(صفحه اول وبلاگ) بهم ايميل بزنيد...

.jpg)