حل مسئله
در بحث حل مسئله، راههاي بسياري ارائه شده كه در اكثر آنها راهكارهاي مشابه ديده ميشود (با جزئيات كمتر يا بيشتر)، از جمله مهمترين ابزارهاي حل مسئله شش سيگما، تريز، كايزن، حل مسئله به روش 7 گام طلايي و ... ميباشد
روش زير براي حل مسئله، داراي 7 گام ميباشد كه توسط نويسنده از منابع زير اقتباس شده است.
- بوگدال، ولكر، ترجمه مهندس فرهنگ هاشمي ـ مهندس عليرضا دارابي، «حل خلاقانه مسائل» چاپ اول، نشر طراح
- سيف، علياكبر (1320)، «روانشناسي پرورشي(روانشناسي يادگيري و آموزش)» چاپ سوم، تهران انتشارات آگاه
چگونه مسائل حل ميشوند؟
1- تشخيص مسئله
نخستين گام در حل مسئله تشخيص و درك مسئله است، يعني اينكه افراد متوجه شوند كه مسئلهاي وجود دارد. آيا محصولات ما منحصر به فرد هستند و از بهترين كيفيت برخوردارند؟ آيا قيمتها حداقل هستند و با وجود اين بيشترين سود را حاصل مينمايند؟ در واقع، سهم مهم حل مسئله، تشخيص مسئله است. اتومبيلي كه از كار ميافتد، دستگاه تلفني كه خراب ميشود، شخصي كه بيمار ميشود، و بسياري موقعيتهاي ديگر، مشابه با اينها نيازمند تشخيص مشكل است. به مثال زير توجه كنيد. ساكنان يك مجتمع آپارتماني از كندي حركت آسانسور ساختمان گلهمند بودند. از متخصصين خواسته شد تا آسانسور را تعمير كنند. پس از بازديد كامل دستگاه، معلوم شد كه سرعت آن خيلي غيرمعمول نيست و گلهمندي ساكنان مجتمع ناشي از علت ديگري است. يك روز سرپرست ساختمان ملاحظه كرد كه دلخوري ساكنان از اين است كه هنگام منتظر ماندن براي رسيدن به آسانسور هيچ كاري ندارند كه انجام دهند و حوصلهشان سر ميرود. پس از شناسايي مشكل، با نصب يك آينه ديواري در كنار آسانسور مشكل به سادگي حل شد.
كليد شناسايي يا پيدا كردن مسئله كنجكاوي يا نارضايتي است. " شما بايد بپرسيد - ترديد نكنيد- چرا يك قاعده،روش يا فراورده به گونهاي است كه هست، يا از اينكه چيزي آنگونه كه بايد كار نميكند احساس ناراحتي كنيد"
براي اينكه انسانها عادت كنند تا در پي يافتن مسائل باشند، بايد با تفكر انتقادي بار بيايند و اين كار نياز به يادگيري دارد. بنابراين افراد نبايد تنها به مسائل تعريف شده اكتفا كنند بلكه بايد عادت كنند و خود مسئله بيافرينند و به كمك حلمسئله جواب آنها را پيدا كنند.
2- تعريف و معرفي مسئله
تعريف و درك ماهيت مسئله مستلزم يافتن اطلاعات مناسب و صرفنظر كردن از جزئيات نامربوط است.
علاوه بر شناسايي و تعريف مسئله، بايد آن را به نحو درست معرفي كرد. يكي از متداولترين راههاي معرفي مسئله، بيان صورت (شفاهي يا كتبي) مسئله است. علاوه بر اين مسئله را ميتوان به صورتهاي ديگر از جمله تصاوير، معادلات رياضي، نمودارها و طرح و نقشهها نشان داد. متخصصان حل مسئله اين فرايند را معرفي مسئله نامگذاري كردهاند.
3- كشف راهحلهاي احتمالي
در اينجا به سه روش اكتشافي حلمسئله آشنا ميشويم.
روش تحليل وسيله- هدف: در اين روش افراد ابتدا مسئله را به تعدادي مسائل فرعي تقسيم ميكنند و بعد به دنبال راهحل براي آنها ميگردند. براي مثال، نوشتن يك گزارش تحقيق 20 صفحهاي براي دانشجويان يك مسئله نسبتاً دشوار است. بهتر است اين مسئله را به چند بخش از جمله موارد زير تقسيم كنند: انتخاب يك موضوع تحقيق، پيدا كردن منابع و مآخذ مورد نياز، خواندن و سازمان دادن اطلاعات موجود، تهيه چهار چوب و طرح كلي گزارش و فعاليتهاي مربوط ديگر.
روش راهبرد واررونه: در اين روش از هدف نهايي شروع ميكنيم و تا مسئلهي حلنشدهي اوليه به عقب بازميگرديم. اين روش غالباً براي حل مسائل هندسي مناسب است. همچنين براي تعيين ضربالاجلهاي وسط كار نيز مفيد است. "ببينيم اگر قرار است من اين كار تحقيقي را تا سه هفته ديگر تحويل دهم، بنابراين تا روز 28ام بايد آماده تحويل دادن باشد، لذا پيشنويس آن را بايد تا يازدهم آماده كنم..."
مثال ديگري از حلمسئله با راهبرد وارونه: فرض كنيد قرار است سر ظهر در رستوراني در آن طرف شهر دوستي را ملاقات كنيد. چه وقت بايد دفتر كارتان را ترك نماييد تا مطمئن شويد كه سر وقت به دوستتان ملحق خواهيد شد؟ اين كار به صورت وارونه بهتر قابل حل است؛ پس از رسيدن به محل 10 دقيقه وقت لازم است تا جايي براي پارك كردن اتومبيلم پيدا كنم و پياده به رستوران محل قرار برسم. حدود 30 دقيقه لازم است تا از محل كارم به محل قرارم برسم. تقريباً 5 دقيقه وقت لازم دارم تا از محل كارم به اتومبيلم برسم. با اين روش به راحتي ميتوانيد اين مسئله را حل كنيد و تعيين نماييد حدود 11:15 بايد راه بيفتيد تا سر ساعت 12 به محلي كه قرار ملاقات داريد برسيد.
روش قياسگري يا تفكر قياسي: منظور از تفكر قياسي اين است كه افراد از يك موقعيت مشابه با مسئله براي حل آن مسئله استفاده ميكنند. براي اين روش مثال زير بيان شده است:
پس از آنكه زيردريايي ساخته شد، مهندسان به فكر افتادند كه چگونه كشتيهاي جنگي ميتوانند حضور و موقعيت آنها را در قعر دريا تعيين كنند. براي اين منظور، از اينكه چگونه خفاشها مسائل نظير اين را حل ميكنند استفاده كردند.
4- ابتكار
با وجود اينكه اغلب مديران از هوش متوسطي برخوردارند در زندگي موفقتر از ساير افراد هستند و دليل اين است كه آنها ميزان تواناييهاي مغز را بهتر از اغلب مردم تخمين ميزنند، شايد به همين علت روشهايي كه تأثيرات تفكر را افزايش ميدهد روزبهروز محبوبتر ميشوند.
بر همين اساس در بخش بعدي تنها بر خلاقيت، ابتكار و نوآوري پرداخته شده است.
5- تصميمگيري
به عنوان مثال يكي از روشهاي تصميمگيري، تصميمگيري شمي، حسي، شهودگرايي و تا حدودي ابتكاري است، در مقابل تصميمگيري با محاسبهي اجزا، و در نظر گرفتن تكتك پارامترها.
به نظر ميرسد تصميمگيري روشمند، با ارزشتر و كاراتر و واقعيتر از تصميمگيري حسي باشد. اما بسياري از تصميمات ـ و شايد اغلب يا مهمترين آنها ـ حسي انجام ميگيرند.
تصميمگيري شمي حركت در بين واحدهاي كوير خرد است در حاليكه راهي جز از بين صحرا وجود ندارد.
«هر چه گفته ميشود، شنيده نميشود، هر چه شنيده شود، فهميده نميشود، هر چه فهميده شود درك نميشود، هر چه درك شود، به آن عمل نميشود و هر آنچه به آن عمل شود زمان درازي دوام نخواهد داشت.»
6- اجرا (عملكردن بر روي راهحلهاي كشف شده)
پس از انتخاب راهحل احتمالي بايد آن را به اجرا درآورد. يعني هر روشي را كه براي حلمسئله در نظر گرفتيم به آن عمل كرده و طبق آن جلو رويم.
7- نگاه به عقب و ارزشيابي نتايج فعاليتها
پس از انتخاب راهحل و مورد استفاده قرار گرفتن آن بايد نتايج حاصل ارزيابي شوند. اين مرحله شامل وارسي شواهد براي تأييد درست بودن راهحل و جواب مسئله است. يك روش ارزشيابي از نتايج، تخمينزدن جواب درست است مثلاً براي حل ضرب 11×21 ، جواب بايد حول و حوش 200 باشد زيرا 10×20 برابر است با 200 . پس اگر جواب سؤال فوق 23 يا 3211 يا 562 بدست آمد سريعاً متوجه اشتباه بودن جواب ميشويم.
