ابا عبدالله يك مصلح است.
اين تعبير از خودشان است، حضرت در مدينه و در نامهاي به عنوان وصيتنامه به برادرشان محمدبن حنيفه نوشتند:
كه قيام و انقلابم به خاطر اين نيست كه خودم به نوايي رسيده باشم، يا براي اينكه مال و ثروتي تصاحب كنم، يا ملكي تصاحب كنم. اين را مردم دنيا امروز بدانند، قيام من قيام مصلحانه است، من يك مصلح در امت جدم هستم. قصدم امر به معروف و نهي از منكر است، قصدم اين است كه سيرت رسول خدا را زنده كنم، روش علي مرتضي را زنده كنم. سيرهي پيغمبر مُرد، روش علي مرتضي مرد، ميخواهم اين سيره و اين روش را زنده كنم.
از اينجا ميفهميم كه چرا ائمهي اطهار اين همه دستور اكيد دادهاند كه عاشورا بايد زنده بماند و چرا اين همه اجر و پاداش و ثواب براي عزاداري اباعبدالله منظور شده است.
حسين بن علي بايد به قول امروز يك سمبل باشد، به صورت يك نيرو زنده باشد؛ براي اينكه از راستي و حقيقت، شور حيات، شور امر به معروف، شور نهي از منكر، شور اصلاح مفاسد امور مسلمين، در ميان مردم شيعه پيدا شود.
پس اگر از ما بپرسند شما در روز عاشورا كه دائما حسين حسين ميكنيد و به سر خودتان ميزنيد، چه ميخواهيد بگوييد؟ بايد بگوييم: ما ميخواهيم حرف آقايمان را بگوييم، ما ميخواهيم هر سال تجديد حيات كنيم.
بايد بگوييم عاشورا روز تجديد حيات ماست،در اين روز ميخواهيم در كوثر حسيني شستشو كنيم، تجديد حيات كنيم، روح خودمان را شستشو بدهيم، خودمان را زنده كنيم، از نو مبادي و مباني اسلام را بياموزيم، روح اسلام را از نو به خودمان تزريق كنيم. ما نميخواهيم حس امر به معروف و نهي از منكر، احساس شهادت، احساس جهاد، احساس فداكاري در راه حق، در ما فراموش بشود، بميرد.
اين فلسفهي عاشوراست، نه گناه كردن و بعد به نام حسين بن علي بخشيده شدن! گناه كنيم، بعد در مجلس عزاداري شركت كنيم و بگوييم خوب ديگر گناهان ما بخشيده شد. گناه آن زماني بخشيده ميشود كه روح ما پيوندي با روح حسين بن علي بخورد؛ اگر پيوند بخورد، دنبال آن گناه نميرويم.
شعارهاي اباعبدالله شعار احياي اسلام است، كه چرا حلال خدا را حرام، و حرام خدا را حلال ميكنند؟ چرا مردم را دو دسته كردهاند: مردمي فقير فقير و دردمند، و مردمي كه از پرخوري نميتوانند از جاي خودشان بلند بشوند؟
ايشان در بين راه در حضور هزار نفر لشكريان حر آن خطبهي معروف را خواندند كه طي آن، حديث پيغمبر را روايت كرد، گفت: پيغمبر چنين فرموده است كه اگر زماني پيش بيايد كه اوضاع چنين بشود، بيت المال چنان بشود، حلال خدا را حرام و حرام خدا حلال بشود، اگر مسلمانِ آگاهي اينها را بداند و سكوت كند، حق اين است كه خدا چنين مسلماني را به همانجا ببرد كه آن ستمكاران را ميبرد....
(شايد مانند مسلماناني كه غزه را ميبينند و ميدانند و سكوت ميكنند، نويسنده)
منبع: كتاب حماسهي حسيني، جلد اول ؛ متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري
